است . شرح لمعه ، كتاب متاجر
النّورة -
مخلوطى است از آهك و زرنيخ و غيره كه جهت زايل كردن موى بدن از آن استفاده مىشود . طلبة الطلبه ، كتاب طهارت
موارد استعمال : در هر پانزده روز از نوره استفاده كردن مستحب است .
الكافى ، ج 6 ، ص 506
النّوع -
به صنف از تمام اشيا نوع گفته مىشود . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : جملهء « ما شاء الله لا حول و لا قوّة الّا بالله » را هفتاد مرتبه گفتن هفتاد نوع بلا را دفع مىكند . الكافى ، ج 2 ، ص 521
النّوم -
اراده و شنوايى و ديد را بهطور موقت از دست دادن است . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : يكى از نواقض وضو نوم است . العروة الوثقى
النّوى -
هستهء خرما مىباشد .
طلبة الطلبه ، كتاب مزارعه
در حديث است كه امير المؤمنين على عليه السّلام چندين بار از نوا با خودش به صحرا مىبرد و مىفرمود : ان شاء الله همهء اينها روزى درخت خرما خواهد شد . الكافى ، ج 5 ، ص 75
النّهار -
در لغت از طلوع شمس تا غروب است . معجم لغة الفقهاء
در عرف فقيهان ، از طلوع فجر تا غروب خورشيد . تحرير الوسيله
موارد استعمال : صوم يعنى خوددارى از خوردن و آشاميدن و غيره در نهار است . شرح لمعه ، كتاب صوم
النّهاريّة -
كنيز بردهاى است كه ازدواج كرده و در عقد ازدواج شرط شده است كه در روز پيش مالك و در شب پيش همسرش باشد . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : سؤال شد از نهاريّه كه در عقد نكاح عليه او شرط مىشود كه زوج هر وقت خواست بر او وارد شود .
التهذيب ، ج 7 ، ص 372
النهبة -
مالى را گويند كه با زور گرفته مىشود . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : نهبه را درحالىكه ايمان دارد نمىتواند اخذ كند . الكافى ، ج 5 ، ص 123
النّهر -
در لغت آب بسيار و روان است .
فرهنگ لاروس
در عرف فقيهان ، مجراى بزرگ آب را گويند كه آب آن از زمين بيرون آيد .
معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : حريم نهر به اندازهاى است كه ظرفيت خاكبردارى نهر را دارد .
شرايع ، كتاب احياء موات
النّهروان -
شهر معروفى است كه در چهار فرسخى بغداد واقع است . مجمع البحرين
موارد استعمال : خوارج نهروان به علت اين كه قتل امير المؤمنين على عليه السّلام را حلال مىدانستند كافر هستند .
جواهر الكلام ، ج 6 ، ص 50
النّهش -
به گاز گرفتن سگ و مار و درندگان ديگر با دندانهاى جلوى نهش گفته مىشود .
موارد استعمال : اگر مارى را به طرف كسى بيندازند و مار او را در اثر نهش بكشد در اين صورت صاحب مار قصاص