تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
است . شرح لمعه ، كتاب متاجر

النّورة -

مخلوطى است از آهك و زرنيخ و غيره كه جهت زايل كردن موى بدن از آن استفاده مىشود . طلبة الطلبه ، كتاب طهارت موارد استعمال : در هر پانزده روز از نوره استفاده كردن مستحب است . الكافى ، ج 6 ، ص 506

النّوع -

به صنف از تمام اشيا نوع گفته مىشود . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : جملهء « ما شاء الله لا حول و لا قوّة الّا بالله » را هفتاد مرتبه گفتن هفتاد نوع بلا را دفع مىكند . الكافى ، ج 2 ، ص 521

النّوم -

اراده و شنوايى و ديد را به‌طور موقت از دست دادن است . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : يكى از نواقض وضو نوم است . العروة الوثقى

النّوى -

هستهء خرما مىباشد . طلبة الطلبه ، كتاب مزارعه در حديث است كه امير المؤمنين على عليه السّلام چندين بار از نوا با خودش به صحرا مىبرد و مىفرمود : ان شاء الله همهء اينها روزى درخت خرما خواهد شد . الكافى ، ج 5 ، ص 75

النّهار -

در لغت از طلوع شمس تا غروب است . معجم لغة الفقهاء در عرف فقيهان ، از طلوع فجر تا غروب خورشيد . تحرير الوسيله موارد استعمال : صوم يعنى خوددارى از خوردن و آشاميدن و غيره در نهار است . شرح لمعه ، كتاب صوم

النّهاريّة -

كنيز برده‌اى است كه ازدواج كرده و در عقد ازدواج شرط شده است كه در روز پيش مالك و در شب پيش همسرش باشد . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : سؤال شد از نهاريّه كه در عقد نكاح عليه او شرط مىشود كه زوج هر وقت خواست بر او وارد شود . التهذيب ، ج 7 ، ص 372

النهبة -

مالى را گويند كه با زور گرفته مىشود . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : نهبه را درحالىكه ايمان دارد نمىتواند اخذ كند . الكافى ، ج 5 ، ص 123

النّهر -

در لغت آب بسيار و روان است . فرهنگ لاروس در عرف فقيهان ، مجراى بزرگ آب را گويند كه آب آن از زمين بيرون آيد . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : حريم نهر به اندازه‌اى است كه ظرفيت خاك‌بردارى نهر را دارد . شرايع ، كتاب احياء موات

النّهروان -

شهر معروفى است كه در چهار فرسخى بغداد واقع است . مجمع البحرين موارد استعمال : خوارج نهروان به علت اين كه قتل امير المؤمنين على عليه السّلام را حلال مىدانستند كافر هستند . جواهر الكلام ، ج 6 ، ص 50

النّهش -

به گاز گرفتن سگ و مار و درندگان ديگر با دندانهاى جلوى نهش گفته مىشود . موارد استعمال : اگر مارى را به طرف كسى بيندازند و مار او را در اثر نهش بكشد در اين صورت صاحب مار قصاص