مفاصل -
سنگ سخت و سفت . لسان العرب
در عرف فقها ، مفصل استخوانها را گويند .
موارد استعمال : بنابر قولى حنوط به مفاصل ميت واجب است . جواهر الكلام ، ج 4 ، ص 178
مفتاح -
كليد .
موارد استعمال : مفتاح خانه كه جهت قفل ثابت مىباشد به عهدهء موجر است كه بايد به مستأجر بدهد . شرح لمعه ، كتاب اجاره
مفتوح -
باز شده ، در مقابل مغلق استعمال مىشود . لسان العرب
موارد استعمال : آيا براى مرد جايز است نماز بخواند درحالىكه پيش روى آن مصحف مفتوح قرار دارد . مفتاح الكتب الاربعه
مفتى -
فقيهى كه احكام شرعيه را ظاهر مىسازد . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : براى مردم واجب است كه به مفتى داراى شرايط مقرره مراجعه و از حكم او اطاعت كنند . شرح لمعه ، كتاب قضاء
مفحص القطاة -
مقدار زمينى كه مرغ قطا ( مرغ سنگخوار ) مىتواند در آن بخوابد و تخم بگذارد .
موارد استعمال : كسى كه مسجد مىسازد خداوند براى او بيتى در بهشت بنا مىكند و لو اينكه مسجد ساخته شده به مقدار مفحص القطات باشد . مجمع البحرين
مفدم -
لباس قرمز سير . لسان العرب
موارد استعمال : لباس مفدم براى غير عروس مكروه است . الكافى ، ج 6 ، ص 447
مفروح -
كسى كه كثرت ديون به او سنگينى مىكند .
موارد استعمال : بنابر روايتى دين مفروح از بيت المال پرداخت مىشود .
طلبة الطلبه ، كتاب ديات
مفسد -
تباهكننده ، ضدّ مصلح . قاموس قرآن
در عرف فقها ، به معناى مبطل است . در كتاب " بدائع الصنائع " آمده است چند چيز مفسد نماز است ، يكى حدث است .
موسوعة الفقه الاسلامى ، ج 19
مفعول به -
كسى كه عمل لواط با او انجام داده مىشود .
موارد استعمال : مفعول به در صورت وجود شرايط كشته مىشود . شرح لمعه ، كتاب حدود
مفقود مجهول الخبر -
كسى كه از وطن غائب باشد و از او و محل زندگيش خبرى نرسد . حديقهء حاشيه ؛ شرح لمعه
موارد استعمال : زوجه مفقود مجهول الخبر بايد تا آمدن زوج و يا خبر مرگ او صبر نمايد البته در صورتى كه نفقهء آن تامين باشد . شرح لمعه ، كتاب طلاق
مفقوء -
كسى كه چشمهاى او را پاره نمايند .
مجمع البحرين
موارد استعمال : بردهء بدهكار در صورت پاره كردن چشم مرد آزاد با تقاضاى مفقوء قصاص مىشود و به بدهكارى او توجه نمىشود . الكافى ، ج 7 ، ص 307
مفلّس -
چيزى كه بر روى آن خالها و نشانههايى همانند پولك ماهى باشد .
در فقه ، كسى است كه به علت كثرت بدهى از تصرف در اموال خود ممنوع است .
موارد استعمال : حجر مفلّس در صورت