اين است كه سفر مسافر معصيت نباشد .
شرح لمعه ، كتاب صلات
معفوج -
مردى كه مانند زنان با آن جماع مىشود .
موارد استعمال : مردى اگر به مرد ديگر معفوج بگويد حد قذف به آن جارى مىشود . مجمع البحرين
معقولة -
شترى كه با عقل ( حبل ) بسته شود .
موارد استعمال : در حديث است كه نهر الابل بايد در حال معقوله انجام شود .
الكافى ، ج 4 ، ص 297
معلّق -
چيز آويزان . قاموس قرآن
موارد استعمال : در حديث است آيا نماز بر روى رفّ ( چوب پهن كه هر دو طرف آن روى ديوار است ) معلق درست است يا نه ؟ مجمع البحرين
معلّم السّباحة -
كسى كه به مردم شنا ياد مىدهد .
موارد استعمال : در صورت غرق شدن بچه ، معلم السباحه ضامن است . شرح لمعه ، كتاب ديات
معلوفة -
حيوانى كه در معلاف ( آخور ) علف داده مىشود .
در عرف فقها ، حيوانى است كه در عرف مردم به آن مىگويند كه از علف مالك اداره مىشود .
موارد استعمال : انعام ثلاثه در صورت معلوفه بودن زكات ندارند . شرح لمعه ، كتاب زكات
معنف الزّوجة -
1 ) مردى كه با زن خود با فشار و زور جماع نمايد .
2 ) مردى است كه زن خود را به بغل بگيرد و سخت فشار دهد . مجمع البحرين
موارد استعمال : معنف الزوجه در صورت تلف شدن زن ضامن ديهء او مىباشد .
شرح لمعه ، كتاب ديات
معنقة الزّوج -
1 ) زنى را گويند كه زوج خود را به بغل بگيرد و سخت فشار دهد .
2 ) زنى است كه با مرد خود با فشار جماع كند .
موارد استعمال : معنقة الزوج در صورت تلف شدن مرد ضامن ديهء او مىباشد .
شرح لمعه ، كتاب ديات
معوّذتان -
سورههاى « قل اعوذ برب الفلق » و « قل اعوذ برب الناس » است .
موارد استعمال : كسى كه در خواب ناراحت مىشود در موقع ورود به رختخواب معوذتان را بخواند . من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 296
معونة الظّالم -
ظالم را در ظلم يارى كردن است .
موارد استعمال : معونة الظالم حرام است .
شرح لمعه ، كتاب متاجر
معير -
مقياس گيرنده .
در عرف فقها ، كسى را گويند كه مال خود را با عقد عاريه در اختيار كسى قرار دهد .
موارد استعمال : كمال و جايز التصرف بودن معير در عقد عاريه شرط است .
شرح لمعه ، كتاب عاريه
معين -
يارىكننده ، اعانتدهنده .
در عرف فقها ، كسى است كه حاكم شرع او را به عنوان كمك به وصى تعيين مىكند .