شتر مىبستند مانند مشك آب و آفتابه و غيره .
موارد استعمال : در صورت شرط ، معاليق به عهدهء موجر است . طلبة الطلبه ، كتاب اجاره
معاملات -
احكامى است كه نظر شارع مقدس اسلام از وضع آنها اصلاح امور مربوط به زندگى دنيوى انسانها مىباشد مانند بيع و شراع و اجاره و غير .
كشّاف ؛ ترمينولوژى حقوق
موارد استعمال : در كتاب « قواعد » شهيد آمده است معاملات در جهت حفظ نفس و مال مشروعيت يافتهاند . قواعد ، ص 4
معاملة -
با ديگران معاشرت كردن .
معجم لغة الفقهاء
در فقه مقصود از آن مساقات است .
موارد استعمال : به مساقات معامله نيز گفته مىشود . جواهر الكلام ، ج 27 ، ص 50
معاوضات إجباريّة -
معاملاتى كه طرفين معامله و يا يكى از آنها شرعا ملزم و مجبور به انجام آن باشند و اذن آنها معتبر نباشد .
موارد استعمال : در معاوضات اجباريه فقط اجازهء شارع معتبر است ، اجازهء مالك ضرورت ندارد . شرح لمعه ، كتاب حدود
معبر -
چيزى ( مانند پل ) كه روى نهر مىگذارند و از آن عبور مىكنند . مجمع البحرين
موارد استعمال : كسى كه نذر كرده پياده تا بيت الله برود در معبر روى پا مىايستد و رد مىشود . الكافى ، ج 7 ، ص 455
معتاد -
1 ) كسى كه دوبار مرتكب امرى شده و در مرتبه سوم است ؛ 2 ) كسى كه در عرف مردم به آن گفته شود كه فلان ، معتاد فلان امر است .
موارد استعمال : بنابر قولى معتاد قتل ذمى قصاص مىشود . شرح لمعه ، كتاب قصاص
معتزلة -
فرقهاى از فرق اسلامى است كه طرفداران و اصل بن عطا مىباشند .
موارد استعمال : مرتكبين گناهان كبيره بنابر قول معتزله نه كافرند و نه مسلمان . كشّاف
معتق -
كسى كه برده آزاد كرده و يا مىخواهد آزاد كند . طلبة الطلبه ، كتاب اعتاق
موارد استعمال : در صحت اعتاق بلوغ معتق شرط است . شرح لمعه ، كتاب عتق
معتق -
مال اصلاح شده .
در عرف فقها ، برده آزاد شده را گويند .
موارد استعمال : اگر صاحب برده در حال خطاب به آن بگويد « يا معتق » برده آزاد مىشود . شرح لمعه ، كتاب عتق
معتكف -
مسجدى كه در آن اعتكاف انجام مىشود .
موارد استعمال : خروج از معتكف اعتكاف را باطل مىكند . شرح لمعه ، كتاب صوم
معتوه -
كسى كه عقل او كامل نيست . بنابر قولى جنونى است كه از كودكى باشد .
حديقهء حاشيه ؛ شرح لمعه ؛ طلبة الطلبه
موارد استعمال : بنابر قولى حدّ زنا بر معتوه و معتوهه جارى مىشود . شرح لمعه ، كتاب حدود
معدم -
شخص فقير و بىچيز ، در مقابل ملئى استعمال مىشود .
موارد استعمال : عدهاى كفالت نمايند مبنى