نمىتواند در آنجا از حيوان موذى ( مار و عقرب و غيره ) فرار كند
موارد استعمال : اگر در مضيق صدمهاى به شخص برسد ، كسى كه او را انداخته است ضامن است . شرح لمعه ، كتاب ديات
مطاردة -
حملهء جنگجويان در جنگ به همديگر را گويند و بهطورى باشد كه جنگ به مرحلهء تن به تن برسد .
موارد استعمال : در مطارده رو به قبله نيت نماز مىكند و به حسب امكان نماز مىخواند . جواهر الكلام ، ج 4 ، كتاب صلات
مطاف -
مكان طواف .
در عرف فقيهان ، اطراف كعبه تا مقام ابراهيم مكان طواف است . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : براى زن لمس حجر الاسود مستحب نيست مگر اينكه مطاف خالى از مردم باشد . الفقه على المذاهب الأربعه ، كتاب حج
مطاوعة -
زن موافق ، در مقابل مكرهة استعمال مىشود . مجمع البحرين
موارد استعمال : زن مطاوعه به جماع در ماه مبارك رمضان متحمل كفاره و تعزير مىشود . شرح لمعه ، كتاب صوم
مطل -
پرداخت نكردن حق وعده داده شده مىباشد .
موارد استعمال : مطل شخص غنى ظلم است . معجم لغة الفقهاء
مطّلع -
كسى كه از محل بالا به پايين اشراف دارد و نگاه مىكند . قاموس قرآن
موارد استعمال : مطلع به ناموس مردم را مىتوان با هر وسيلهء ممكن از اين عمل منع كرد . شرح لمعه ، كتاب حدود ؛ تحرير الوسيله
مطلّق -
كسى كه چهرهاش خندان است .
در عرف فقيهان ، مردى را گويند كه به زن خود طلاق دهد .
موارد استعمال : در صحت طلاق بلوغ مطلق شرط است . شرح لمعه ، كتاب طلاق
مطلّقة -
حيوانى كه بدون چوپان براى چرا به صحرا رها مىشود . مجمع البحرين
در عرف فقيهان ، زنى را گويند كه به وسيلهء طلاق از شوهرش جدا شده باشد .
موارد استعمال : در صحت طلاق طهر مطلقه از حيض و نفاس شرط است .
شرح لمعه ، كتاب طلاق
مطهّر -
پاككننده ، زائلكنندهء نجاست .
معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : آب مضاف طاهر است ولى مطهر نيست . شرح لمعه ، كتاب طهارت
مطهّرات -
چيزهايى كه نجاست را زائل مىكنند .
موارد استعمال : مطهرات ده چيز است :
« آب ، زمين ، خاك ، آفتاب ، آتش ، كشيدن آب چاه ، ذهاب ثلثين ، داخل چشم ، داخل دهن ، اسلام . » شرح لمعه ، كتاب طهارت
مظالم -
جمع مظلمه است ، چيزهايى كه به طريق ظلم اخذ مىشود . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : مظالم عبد از گناهان قابل بخشش نيست . مفتاح الكتب الاربعه ، ج 32
مظاهر -
كسى كه دو پيراهن روى هم بپوشد .
در فقه ، مردى است كه نسبت به زن خود