تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
مىدهد ، به اين شير لبن ولد الزّنا مىگويند ؛ 2 ) زنى كه خودش از زنا متولد شده و فعلا بچه دارد به شير چنين زنى لبن ولد الزّنا مىگويند . موارد استعمال : لبن ولد الزّنا مكروه است . شرح لمعه ، كتاب نكاح

لبّة -

محلّ نحر شتر را گويند . در حديث است كه محلّ ذكات ما بين لبّه و لحيين است . طلبة الطلبه ، كتاب ذبائح

لبيس -

لباس دست دوم و كهنه . موارد استعمال : در حديث معاذ وارد است كه ايشان گفت بابت صدقهء من از شما لبيس قبول مىكنم . لسان العرب

لثة -

گوشتى است كه در اطراف دندانها مىرويد و دندانها را احاطه مىكند . بنابر قولى به محلى كه دندان از آن مىرويد گفته مىشود . مجمع البحرين موارد استعمال : در صورتى كه دندان به اندازه‌اى كه از لثه خارج شده شكسته شود پرداخت ديه واجب مىشود . شرح لمعه ، كتاب ديات

لحمة -

پود جامه ، در مقابل تار جامه استعمال مىشود . مجمع البحرين در فقه ، خويشاوندى و قرابت است . موارد استعمال : پيامبر اسلام فرموده است : ولاء لحمه است مانند لحمه النسب . طلبة الطلبه ، كتاب ولاء

لحى -

موهايى است كه در چانهء آدمى مىرويند و مفرد آن لحيه است در حديث است : « سبحان من زيّن الرّجال باللّحى و النّساء بالقرون . » مجمع البحرين ؛ طلبة الطلبه ، كتاب ديات موارد استعمال : در جنايت به لحى پرداخت ديهء كامل واجب است . شرح لمعه ، كتاب ديات

لحيين -

دو استخوان صورت آدمى است كه بر روى آن‌ها ريش انسانها مىرويد . موارد استعمال : در جنايت به لحيين پرداخت ديهء كامل واجب است . شرح لمعه ، كتاب ديات

لدغ -

نيش زدن عقرب . موارد استعمال : بنابر قول عبد الله بن مسعود در ملدوغ ( كسى كه لدغ خورده است ) احصار تحقق مىيابد . طلبة الطلبه ، كتاب مناسك

لزوم -

هميشگى و دائمى . در فقه ، لزوم در عقد بيع عبارت است از اين‌كه اقدام كنندهء آن به‌طور يك طرفه حق ندارد آن‌را به هم زند . ترمينولوژى حقوق

لزوم الكتابة -

قطعى بودن عقد كتابت است به‌طورىكه طرفين عقد كتابت نتوانند آن‌را به هم بزنند . موارد استعمال : از طرف سيد و مكاتب عقد كتابت لازم است . شرح لمعه ، كتاب مكاتبه

لسان الأخرس -

زبان شخص لال و غير قادر به حرف زدن مىباشد . موارد استعمال : در قطع لسان الأخرس ، پرداخت ثلث ديه واجب است . شرح لمعه ، كتاب ديات

لسع -

نيش زدن مار . موارد استعمال : در حديث است كه پيامبر
اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 425 | حسين مروج