( ل )
اللّبن النّكاحى -
زنى كه بهطور مشروع ازدواج كرده و در اثر آن بچه به دنيا آورده است ، شير چنين زنى را لبن نكاحى مىنامند و در عبارات بعضى « اللّبن عن النكاح » آمده است .
موارد استعمال : اللبن النكاحى موجب نشر حرمت مىشود . شرح لمعه ، كتاب نكاح
اللّغو فى الأيمان -
سوگندهايى است كه باطل و بىاعتبار مىباشد .
موارد استعمال : با « اللّغو فى الأيمان »
خداوند مؤاخذه نمىكند . طلبة الطلبه ، كتاب ايمان
اللّغة -
لفظى را گويند كه در مقابل معنى وضع شده باشد . كشّاف
در عرف فقيهان ، مقصود از آن علم لغتشناسى مىباشد .
موارد استعمال : فقيه بايد به مقدار نياز علم اللغه داشته باشد . شرح لمعه ، كتاب قضاء
اللّابة -
زمينى كه روى آنرا سنگهاى سياه بپوشاند .
موارد استعمال : در حديث است كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله صيد ما بين لابتين مدينه را حرام كرده است . من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 33 .
لائط -
مقصود از آن لاطى ( كسى كه عمل لواط انجام داده ) مىباشد .
موارد استعمال : بنابر قولى حدّ لائط قتل است و لو اينكه غير محصن هم باشد .
شرح لمعه ، كتاب حدود
لازمة من الطّرفين -
عقدى است كه طرفين نمىتوانند آنرا فسخ كنند مگر در موارد مخصوص .
موارد استعمال : عقد اجاره « لازمه من الطرفين » است . شرح لمعه ، كتاب اجاره
لاطى -
چيز چسبنده . مجمع البحرين
در فقه ، كسى را گويند كه بهطور كامل عمل لواط انجام دهد .
موارد استعمال : لاطى را مىكشند و لو اين كه عبد باشد . حديقهء حاشيه ؛ شرح لمعه
لاقط -
1 ) كسى كه حرف ديگرى را حفظ و نشر مىكند ؛ 2 ) كسى كه دست افتادگان را مىگيرد و آنها را به قدرت و عزّت مىرساند .
موارد استعمال : هر دو معنا در اين عبارت است : « لكلّ ساقطة لاقطة . » طلبة الطلبه ، كتاب لقطه
لباس لكم -
دو معنا براى جمله فوق ذكر كردهاند : 1 ) زنان موجب آرامش روحى شما هستند ؛ 2 ) زنان شما را از آتش جهنم مستور مىدارند . طلبة الطلبه ، كتاب صوم
لباء -
بر وزن عنب . 1 ) اولين شيرى است كه در پستان مادر پس از تولد بچه پيدا مىشود ؛ 2 ) شيرى است كه در سه روز اول دوشيده مىشود ؛ 3 ) شيرى كه بار اول از پستان دوشيده مىشود .
موارد استعمال : ارضاع اللباء به مادر واجب است . شرح لمعه ، كتاب نكاح
لبس البرقع -
پوشيدن نقاب .
موارد استعمال : لبس البرقع ، براى محرم مكروه است . طلبة الطلبه ، كتاب مناسك
لبن ولد الزّنا -
1 ) زنى كه در اثر زنا حامله شده و بچه به دنيا آورده و به آن شير