تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨

قتل شبه العمد -

قتلى است كه قاتل در آن قصد كشتن ندارد ولى كارى را كه موجب قتل شده قصد كرده است ؛ مثلا به قصد تأديب ، بچه را با تازيانه زده و قتل اتفاق افتاده است . تحرير الوسيله موارد استعمال : در قتل شبه العمد ، پرداخت ديه واجب است . شرح لمعه ، كتاب ديات

قتل عمد -

1 ) قتلى است كه شخص بالغ عاقل با به كارگيرى وسيله‌اى كه غالبا كشنده است آن‌را انجام دهد و قصد هم داشته باشد ؛ 2 ) قتلى است كه شخص بالغ عاقل با به كارگيرى وسيله‌اى كه غالبا كشنده نيست انجام دهد و قصد هم داشته باشد . تحرير الوسيله ؛ شرح لمعه ، كتاب قصاص موارد استعمال : قتل عمد وارث موجب حرمان ارث مورث است . شرح لمعه ، كتاب ارث

قتيل السّوط -

كسى است كه در اثر خوردن تازيانه كشته شود درحالىكه ضارب قصد كشتن او را نداشته باشد . موارد استعمال : ديهء قتيل السوط ، يكصد شتر مىباشد . طلبة الطلبه ، كتاب ديات

قتيل فى الدّم -

مقتولى را گويند كه خون آن در محل جنازه‌اش به زمين ريخته شده باشد . موارد استعمال : پيدا شدن شخص با سلاح خون‌آلود در نزديكى قتيل فى الدم ، لوث به حساب مىآيد . شرح لمعه ، كتاب قصاص

قحم -

مرد سالخورده و لاغر اندام . در عرف فقها ، اسب سالخورده و فرتوت مىباشد . موارد استعمال : از غنائم جنگى سهمى براى قحم منظور نمىشود . شرح لمعه ، كتاب جهاد

قحم -

مقصود از آن مهلكه و ناراحتى است . مجمع البحرين ؛ طلبة الطلبه موارد استعمال : على عليه السّلام برادر خود عقيل را در منازعات وكيل مىنمود و خودش حاضر نمىشد .

قحمة -

مهلكه ، ناراحتى . موارد استعمال : امير المؤمنين على بن ابى طالب مىفرمود در خصومت قحمه مىباشد . طلبة الطلبه ، كتاب وكالت

قدر -

بر وزن « فعل » مقدار . موارد استعمال : در آيهء 237 سورهء بقره مىفرمايد :
« عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ . »
طلبة الطلبه ، كتاب نكاح

قدر الغرض -

به مقدار و اندازهء هدف ( كاغذ و يا مقوّا كه به تابلو چسبيده مىشود ) در مسابقهء تيراندازى گفته مىشود . موارد استعمال : در عقد سبق و رمايه تعيين قدر الغرض ضرورت دارد . شرح لمعه ، كتاب سبق و رمايه

قدر المسافة -

به مقدار و اندازهء فاصله مكانى را قدر المسافه مىنامند . موارد استعمال : در مسابقه اسب‌دوانى تعيين قدر المسافه واجب است . شرح لمعه ، كتاب سبق و رمايه

قدر النّزول -

از ابعاد ثلاثه ( طول و عرض و عمق ) به عمق ، قدر النزول نيز گفته مىشود . حديقهء حاشيه ؛ شرح لمعه