در واقع معلوم و در ظاهر مجهول است مشخص نمايند . ترمينولوژى حقوق
موارد استعمال : كسى كه آلت مردانه و زنانه ندارد ، با قرعه به آن ارث داده مىشود . شرح لمعه ، كتاب ارث
قرقرة -
قهقهه ( خندهء صدادار . )
موارد استعمال : در حديث است كه تبسّم در نماز جايز است مگر اينكه به حدّ قرقره برسد . لسان العرب ؛ طلبة الطلبه ؛ كتاب صلات
قرن -
رسنى است كه با آن دو شتر را به هم مىبندند .
در عرف فقها ، 1 ) استخوانى است ( مانند دندان ) كه در فرج زن پيدا مىشود و مانع دخول آلت مرد مىگردد ؛ 2 ) گوشتى است كه در فرج زن بوجود مىآيد و مانع دخول آلت مرد مىشود . شرح لمعه ؛ طلبة الطلبه
موارد استعمال : قرن در زن مجوز فسخ نكاح مىباشد . شرح لمعه ، كتاب نكاح
قرن المنازل -
محلّى است در حدود نود و چهار كيلومترى مكّهء معظّمه از طرف طائف . قرن ده كوچكى است .
موارد استعمال : قرن المنازل ميقات اهل طائف است . شرح لمعه ، كتاب حج
قرنان -
ديّوث ( كسى كه غيرت ندارد و مردان ديگر را به زن خود دعوت مىكند ) است .
موارد استعمال : لفظ قرنان اگر در اصطلاح گويندهء مفيد قذف باشد گوينده آن با حدّ قذف مجازات مىشود .
شرح لمعه ، كتاب حدود
قرناء -
زنى است كه در فرج آن قرن ( گوشت و يا استخوان ) پيدا شود و مرد نتواند با زن مجامعت كند . مجمع البحرين
موارد استعمال : ظهار در زن قرناء واقع مىشود . شرح لمعه ، كتاب ظهار
قروىّ -
اهل قريه ( روستا ، شهر . )
مجمع البحرين
در فقه ، به روستانشين قروى گفته مىشود .
موارد استعمال : بنابر قولى در سرپرستى لقيط بلدى بر قروى مقدم است .
شرح لمعه ، كتاب لقطه
قرى النّمل -
محلّى را گويند كه مورچهها خاك آشيانهء خود را در آنجا مىريزند .
موارد استعمال : نماز خواندن در قرى النّمل ، مكروه است . شرح لمعه ، كتاب صلات
قريش -
قبيلهاى است كه پدر آن نضر بن كنانه است هركس از طرف پدر به او منتسب شود قرشى ناميده مىشود و رسول گرامى اسلام از اين قبيله است .
مجمع البحرين
قرشيه تا شصت سال خون حيض مىبيند . شرح لمعه ، كتاب طهارت
قرينة حاليّة -
قرينهاى كه عبارت است از اوضاع و احوال مقرون به كلام ، مثلا پدر در حال مرض شمشير را با غلاف به دست مىگيرد و مىگويد اين شمشير را به كمر پسر بزرگم ببنديد . ترمينولوژى حقوق
موارد استعمال : در صورت وجود قرينهء حاليّه در وصيت به سيف غلاف هم