آوردهاى ؟ عرض كرد : بلى . فرمود :
« خداوند به تو اجر خواهد داد . » لسان العرب
ضبع -
با ضمّهء باء ، حيوانى است كه بين مردم معروف است و در زبان فارسى به آن كفتار گفته مىشود . مجمع البحرين
موارد استعمال : بنابر فقه حنبلى ، خوردن گوشت ضبع ، جايز است . مجمع الفقه ، الحنبلى
ضحيّة -
گوسفندى كه قربانى مىشود .
جمع آن ضحايا مىباشد . طلبة الطلبه
موارد استعمال : اضحيّه و ضحيّه مترادف هستند . اضحيّه مستحب مؤكد است .
مجمع البحرين ؛ جواهر الكلام ، ج 19
ضدّ العلامة علامة الضدّ -
ضدّ و نقيض علامت و نشانهء ضد محسوب مىشود مثلا انداختن چادر به سر زن به وسيلهء شوهر علامت طلاق است . و باز كردن چادر از سر زن به وسيلهء شوهر علامت نكاح است ، پس باز كردن چادر نشانه نكاح ( ضد طلاق ) محسوب مىشود .
شرح لمعه ، كتاب طلاق
ضراب -
غلبه در كتككارى است .
در فقه ، حيوان نر كه جهت حامله كردن حيوانهاى ماده نگهدارى مىشود .
موارد استعمال : مأمور زكات نبايد ضراب را به عنوان زكات دريافت نمايد .
شرح لمعه ، كتاب زكات
ضراب الفحل -
حيوان نر كه جهت باردار كردن حيوانهاى ماده پرورش داده مىشود .
موارد استعمال : كسب به وسيلهء ضراب الفحل ، مكروه است . شرح لمعه ، كتاب متاجر
ضرب الطّلق -
گرفتن درد زايمان زنهاست . طلبة الطلبه
موارد استعمال : وصيت در حال ضرب الطّلق ، مانند وصيت در حال مرض موت است . طلبة الطلبه ، كتاب وصايا
ضرب عليهم البعث -
آنها را مكلّف كرد كه عدهاى را براى جهاد مجهز كنند .
موارد استعمال : پس از ضرب البعث عدهاى ديگران را با دادن هزينهء جنگى به جبهه فرستادند و خودشان نرفتند .
طلبة الطلبه ، كتاب سير
ضرب له به سهم -
يعنى براى او سهمى قرار داد و تعيين نمود .
موارد استعمال : عثمان به علت پرستارى رقيّه ( دختر پيامبر و زن عثمان ) نتوانست در جنگ بدر شركت نمايد ، در موقع تقسيم غنيمت رسول الله صلّى اللّه عليه و إله براى او ضرب السهم مرحمت كرد . طلبة الطلبه ، كتاب سير
ضربة الغائص -
مقصود از ضربة الغائص ( كسى كه خود را به دريا مىزند تا در و امثال آنرا بيرون آورد ) اين است كه غواص بگويد من خودم را به دريا مىزنم ، هرچه آوردم مال تو باشد و در مقابل اين مبلغ را از تو مىگيرم .
موارد استعمال : از ضربه الغائص ، نهى شده است . طلبة الطلبه ، كتاب صلح
ضربة القانص -
عبارت است از اينكه شخص قانص ( صياد و شكارچى ) بگويد به شكار مىروم هرچه شكار كردم مال تو