تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
شوند از همهء آن‌ها بايد اجتناب كرد . شرح لمعه ، كتاب صيد و ذباحه

حفظ الرّمق -

نگاهدارى نفس و جان از تلف شدن . رمق ، به بقيه جان و روح گفته مىشود . موارد استعمال : تناول چيز حرام براى حفظ الرمق جايز است . شرح لمعه ، كتاب اطعمه و اشربه

حفظ الفرج -

يعنى مرد و زن آلت مردانه و زنانه و پشت خود را به ديگران نشان نداده و مستور نگاه دارند . موارد استعمال : عده‌اى از فقهاء از آيهء مباركهء
« يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ »
وجوب حفظ فرج را استفاده كرده‌اند . حدود الشريعة ، ج 3

حفظ كتب الضّلال -

1 ) محافظت كتب ضلال از اين‌كه تلف شوند ؛ 2 ) حفظ مطالب آن‌ها و در حافظه قرار دادن آن . جواهر الكلام موارد استعمال : حفظ كتب الضّلال براى اثبات و ابطال باطل جايز است . شرح لمعه ، كتاب متاجر

حفنة -

ماده خوراكى كه دو كف دست آدمى را پر نمايد . طلبة الطلبه ؛ مجمع البحرين موارد استعمال : كفّارهء يمين مدّ و حفنه است . من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 320

حقّ الآدمّى -

در كتاب حدود به قصاص النفس و قصاص الطرف و مال اطلاق مىشود . موارد استعمال : اگر محارب قبل از دستگيرى توبه كند حدّ از او ساقط مىشود فقط حق الآدمى ساقط نمىشود . شرح لمعه ، كتاب حدود

حقّ الشّفعة -

هرگاه مال غير منقول قابل تقسيمى بين دو نفر مشترك باشد و يكى از دو نفر شريك حصه خود را به قصد بيتع به شخص ثالثى منتقل كند ، شريك ديگر حق دارد قيمتى را كه مشترى داده است به او بدهد و حصه مبيعه را تملك نمايد . موارد استعمال : عقد صلح نسبت به حق الشفعه جايز است . شرح لمعه ؛ شرايع

حقّ القبول -

پس از ثبوت وصيت نسبت به موصى له حقى به وجود مىآيد كه به موجب آن مىتواند وصيت را قبول و رد نمايد ، اين حق را حق القبول مىنامند . شرح لمعه موارد استعمال : آيا حق القبول به وارث انتقال مىيابد يا نه ، فقهاى شيعه اختلاف نظر دارند . شرح لمعه ، كتاب وصيت

حقّ اللّه -

1 ) حقى است كه كسى آن‌را از آدمى نمىتواند ساقط كند و ذمّهء او را برى نمايد مانند نماز ، روزه ، حج و قتال در ماه‌هاى حرام و غيره . 2 ) حقى است كه در آن مصلحت عموم مردم در نظر گرفته شده باشد مانند حرمت زنا كه در آن حفظ و نگهدارى نسب از قاطى شدن و اولاد از ضايع گرديدن منظور شده است . كشّاف موارد استعمال : در حق اللّه حكم غيابى عليه متهم جايز نيست . شرح لمعه ، كتاب قضاء
اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 191 | حسين مروج