تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
صورت غلبه آب بر بطيحه و كار كردن روى آن ( با بيرون ريختن آب و قطع نيزارها و كندن نهر ) شخص مالك بطيحه مىشود . مجمع البحرين ؛ طلبة الطلبه

حصور -

كسى كه با زنان ازدواج و مجامعت نمىكند درحالىكه به آن عمل قدرت دارد . مجمع البحرين ؛ طلبة الطلبه موارد استعمال : حصور بودن در شرع مقدس اسلام رجحان ندارد ، شايد در شريعت‌هاى قبل خوب بوده است كه خداوند حضرت يحيى را با حصور بودن مدح مىنمايد . شرايع ، كتاب نكاح

حصّة -

نصيب ، بهره ، معين . در فقه ، به سهم مشاع ( نصف و ثلث ) گفته مىشود . ترمينولوژى حقوق موارد استعمال : در عقد مضاربه شرط اضافه پرداخت نسبت به خصّه تعيين شده جايز و صحيح است . شرح لمعه ، كتاب مزارعه

حصيد -

مزرعه ، كشتزار . در فقه ، كشت و زراعت درو شده است و لو اين‌كه مقدار آن معلوم نباشد . موارد استعمال : فروش زراعت در حالى كه حصيد است بدون اشكال است . شرح لمعه ، كتاب متاجر

حضانة -

تربيت ، پرورش . در فقه ، سرپرستى كودك از جهت تربيت روحى و امور مربوط به حفظ جان و رشد بدنى آن مىباشد . طلبة الطلبه موارد استعمال : در ايام شيرخوارگى حضانت بچه مخصوص زن مىباشد . شرح لمعه ، كتاب نكاح

حضر الفرس -

مقدار زمينى كه اسب پس از دويدن در آن از كار بيفتد و نتواند ديگر بدود . موارد استعمال : رسول خدا به مقدار حضر الفرس به زبير زمين داد . شرح لمعه ، كتاب احياء موات

حضرى -

شهرنشين ، روستايى . در فقه ، 1 ) اهل محل است خواه آن محل شهر باشد ، خواه روستا و باديهء باشد و در مقابل غريب گفته مىشود . موارد استعمال : تقاضاى وكالت حضرى از غريب تازه وارد مكروه است ولى در صورت تقاضاى بادى و غريب قبول آن كراهت ندارد . شرح لمعه ، كتاب متاجر 2 ) كسى كه محل سكونت او در شهر يا روستا مىباشد و زندگى او مانند صحرانشينان نيست . موارد استعمال : حضرى به بدوى بگويد كه قوت ( خوراكى ) خود را پيش من بياور تا به قيمت بالا بفروشم از اين امر نهى شده است . مجمع البحرين

حضريّة -

زنى كه در شهر و يا روستا زندگى مىكند و در مقابل بدويّه استعمال مىشود . موارد استعمال : زن حضريّه نبايد از منزل طلاق تا پايان عده خارج شود . مجمع البحرين ؛ شرح لمعه ، كتاب طلاق

حضن الطّائر -

نشستن پرنده بر روى