تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
بكارت پس از عقد و قبل از دخول به علت وجود حرقوص وجود دارد ، على هذا شرط بكارت در عقد موجب خيار فسخ عقد نكاح مىشود به شرطى كه زوال بكارت قبل از عقد باشد . حديقهء حاشيه ؛ شرح لمعه

حرم -

گرداگرد خانه ، اندرون‌سرا . محدوده‌اى است به اندازهء چهار فرسخ در چهار فرسخ از اطراف شهر مكه كه فعلا علامت‌گذارى گرديده است . تبصرهء علامه موارد استعمال : كسى كه پس از احرام و دخول حرم مىميرد حج او درست است و از بقيه اعمال كفايت مىكند . شرح لمعه ، كتاب حج

حرم -

جمع حرام كه به معناى محرم مىباشد . مجمع البحرين ؛ طلبة الطلبه موارد استعمال :
غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ .
95 ، سورهء مائده آيات الاحكام

حروف اللّين -

حروف علّه ( واو ، ياء ، الف ) در حالت سكون و در حالتى كه حركت ماقبل با آن‌ها مجانست ندارد و اگر حركت ماقبل هم‌جنس باشد حروف مدّ ناميده مىشوند و به آن حروف لين ( لينيّه ) گفته مىشود . كشّاف موارد استعمال : عده‌اى از فقهاء مراعات محسنات علم تجريد را مثل مراعات مدّ واجب نمىدانند . جواهر الكلام ، ج 9

حروف ثقيلة -

حروفى است كه در آن‌ها تشديد وجود دارد مانند انّ و انّ مثقّله و به حروفى كه ضمّه دارند نيز گفته مىشود . موارد استعمال : اگر در اثر جنايت به زبان شخصى آسيب وارد شود با حروف معجم مقدار جنايت محاسبه مىشود و در اين محاسبه حروف ثقيله و حروف خفيفه مساوى مىباشند . كشّاف ؛ شرايع ، كتاب ديات

حروف خفيفة -

حروفى است كه در آن‌ها تشديد وجود ندارد و به حروف ساكن هم گفته مىشود . كشّاف موارد استعمال : در صورت رسيدن آسيب به زبان شخص مقدار جنايت با حروف معجم محاسبه مىشود و حروف خفيفه و ثقيله در اين مساوى مىباشند . شرايع

حرون -

اسبى كه در مقابل سائق ( سواركار ) و قائد ( جلودار ) بايستد و رام نگردد . موارد استعمال : يكى از عيوب حيوان حرون بودن است . طلبة الطلبه ؛ مجمع البحرين

حرّة -

در فقه ، زن آزاد از قيد بندگى و بردگى به علت اين‌كه خالص از تعلق حق غير است حرّه ناميده شده است . موارد استعمال : حرّ در مقابل حره قصاص مىشود . كشّاف ؛ شرح لمعه ، كتاب قصاص

حرّة -

زمين داراى سنگهاى سياه . حرّة المدينه به زمين سنگلاخ در اطراف مدينهء منوره گفته مىشود . موارد استعمال : در مسيل حرّة اگر آب تا كعب پا برسد نبايد بالائيها آب را نسبت به پايينىها قطع نمايند . از رسول خدا