تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
موارد استعمال : در صورت عدم اقامهء حدود اللّه مرد مىتواند فديهء زن را قبول و در مقابل اخذ فديه طلاق بدهد . شرح لمعه ، كتاب خلع

حديبيّة -

محلى است در نزديكى مكهء معظمه مىگويند نصف آن محل در حلّ و نصف ديگر آن در حرم واقع است و پيامبر اسلام را در آن محل مصدود كردند و نگذاشتند حج بجا بياورد . موارد استعمال : بنابر قولى شخص مصدود در محل صد با تقصير و قربانى كردن از احرام خارج مىشود چنانچه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله در حديبيه چنين كردند . مجمع البحرين ؛ جواهر الكلام ، ج 20

حديث -

چيزى تازه در مقابل قديم . فرهنگ معارف اسلامى در فقه ، 1 ) چيزى است كه از قول و فعل و تقرير معصوم حكايت نمايد ؛ 2 ) گفتار رسول و ائمهء اطهار عليه السّلام . فرهنگ معارف اسلامى موارد استعمال : با جملهء « انت عتيق » برده آزاد مىشود چون در لغت و عرف و حديث معروف است . شرح لمعه ، كتاب عتق

حديث نبوى -

كلامى است كه از رسول گرامى اسلام نقل شده باشد و اسناد به آن بزرگوار داده شود . جملهء « ذكاة الجنين ذكاة امّة » لفظ حديث نبوى مىباشد . شرح لمعه ، كتاب صيد و ذباحه

حديد -

چيزى كه ماده آهنى دارد . شرح لمعه موارد استعمال : قصاص به وسيلهء چيزى كه حديد است انجام مىيابد ، با غير آن جايز نيست . شرح لمعه ، كتاب قصاص

حذار -

حذار با فتح حاء و كسر راء به معناى بترس ، احتياط كن . اگر تيرانداز در موقع تيراندازى حذار بگويد در صورت شنيدن مجنى عليه ضمانت ندارد . شرح لمعه ، كتاب ديات

حرّ -

خالص . كشّاف در فقه ، شخص آزاد از قيد و بندگى و بردگى به علت اين‌كه خالص را تعلق حق غير است حرّ ناميده شده است . كشّاف موارد استعمال : حرّ در مقابل قتل حرّ كشته مىشود خواه در علم و شرف و فقر و ثروت و صحت بدن و مرض و قوت و ضعف و بزرگى جثه و كوچكى آن مساوى باشند ، خواه متفاوت باشند . شرح لمعه ، كتاب قصاص

حراق -

سوخته‌اى است كه از سنگ چخماق بر آن آتش گيرند كه معمولا به صورت پنبه است كه از سوختن آن بوئى هم به وجود آيد ، آب بسيار شور . موارد استعمال : اگر قوهء شامّهء شخصى در اثر جنايت آسيب ببيند به وسيلهء حراق امتحان مىشود . شرح لمعه ، كتاب ديات

حرام -

ناروا ، ناشايست . در فقه ، هر عملى كه از نظر شرعى ترك آن لازم است و نبايد انجام داد . توضيح المسائل ؛ ترمينولوژى حقوق بلد الحرام ( مكه ) ، شهر الحرام ( ماه محرّم ) مسجد الحرام ( مسجدى كه خانهء كعبه در آن است ) .
اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 184 | حسين مروج