تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
در فقه ، عبارت است از اين‌كه شرعا از تصرف در اموال خود به عللى كه اسباب حجر ناميده مىشوند ممنوع مىباشد . اسباب حجر عبارت است از : 1 ) صغر ؛ 2 ) جنون ؛ 3 ) رق ؛ 4 ) فلس ؛ 5 ) سفه ؛ 6 ) مرض . شرح لمعه ؛ طلبة الطلبه موارد استعمال : اسباب عمدهء حجر چهار چيز است . تحرير الوسيله

حجر اسماعيل -

در فقه ، محوطه‌اى است كه بين مسلمانان معروف و مشخص است . مىگويند مادر اسماعيل و عده‌اى از انبيا در آنجا مدفون هستند . و در روايت ديگر وارد است كه خانهء اسماعيل بود كه مادر و خودش در آنجا مدفون هستند . جواهر الكلام موارد استعمال : احرام حج از حجر اسماعيل افضل است البته از تحت الميزاب . شرح لمعه ، كتاب حج

حجر اسود -

سنگ سياه رنگى است كه به وسيلهء حضرت ابراهيم عليه السّلام در ديوار كعبه نصب شده تا علامت مبدأ و ختم طواف باشد . موارد استعمال : طواف بايد از حجر اسود شروع و با آن ختم شود . شرح لمعه ، كتاب حج

حجر الصّغير -

ممنوع شدن صغير از تصرف در اموال خود است . موارد استعمال : حجر صغير تا موقع بلوغ ادامه مىيابد . شرح لمعه ، كتاب حجر

حجر الموكّل -

آن‌كه موكل در مورد وكالت به علت سفه و فلس از تصرف مالى ممنوع گردد . موارد استعمال : حجر الموكّل مانع امر وكالت مىباشد . شرح لمعه ، كتاب وكاله

حجر غامز -

سنگى است كه در موقع اصابت به بدن به علت سنگينى به آن فشار مىآورد . موارد استعمال : بنابر قولى در موارد زير جنايت قتل عمدى محسوب مىشود . 1 ) شخص مريض را آنقدر بزند كه در اثر زدن او فوت شود ؛ 2 ) بسوى او حجر غامز بياندازد و موجب مرگ او بشود . شرح لمعه ، كتاب قصاص

حجّ قران -

حجى است كه براى عمره و حج يك نيت كند و تا هر دو را به اتمام نرسانيده حق ندارد از احرام خارج شود و عمره را هم مىبايد پس از حج بجا آورد به علت اين‌كه حج و عمره با يك نيت انجام مىشود ، اين حج را قران ناميده‌اند . موارد استعمال : كسى كه منزل او در كمتر چهل و هشت ميلى مكهء معظمه است وظيفهء او حج قران است . شرح لمعه ، كتاب حج

حجلة -

1 ) پرندهء معروفى است به اندازه كبوتر كه منقارش سياه است و خروس بيابانى به آن مىگويند . موارد استعمال : كفارة كشتن قطاه و حجله و دراجه ريختن خون حيوان است . الكافى ج 4 ، ص 444 2 ) خانهء آراسته به تخت و جامه و پرده براى عروس است . مجمع البحرين موارد استعمال : در حديث وارد است كه