حبو . لسان العرب
حبوة -
دادن چيزى به ديگرى بدون اخذ عوض ، به عبارت ديگر بخشش و عطا كردن . مجمع البحرين
در فقه ، عطيّهاى است از مال ميت « انگشتر » نيز شامل حبوه مىگردد به عبارت ديگر ، حبوه چهار چيز است :
شمشير ، لباس ، انگشتر و قرآن . ( قرآن با قاب آن و شمشير و غلاف آن و لباسهاى ميت ) كه استثناء به فرزند ذكور كه از ساير فرزندان بزرگتر است داده مىشود .
موارد استعمال : در مقابل حبوه قضاى روزهء پدر به فرزند اكبر واجب است .
شرح لمعه ، كتاب صوم
حبيس -
چيز وقف شده .
موارد استعمال : بنابر قول بعض اهل سنت فروش حبيس جايز است .
مجمع البحرين ؛ طلبة الطلبه
حجّ -
زيارت اماكنه مقدسه براى تبرك جستن .
در فقه ، عبارت است از جميع عبادات و واجبات كه انجام آنها براى حجاج واجب است . جواهر الكلام ، ج 17
موارد استعمال : حج براى مستطيع واجب است . شرح لمعه ، كتاب حج
حجّ افراد -
حجى است كه ابتدا از ميقات براى حج داخل احرام مىشود و پس از انجام حج مجددا براى عمره احرام مىبندد و اعمال آنرا بجا مىآورد ، يكى از خصوصيات حج افراد اين است كه قربانى ندارد .
موارد استعمال : كسى كه منزل او در كمتر از چهل ميلى واقع است ، وظيفهء او حج قران و حج افراد است . شرح لمعه ، كتاب حج
حجّ التّسكّع -
حجى است كه حاجى بدون زاد و راحله و با تحمل مشقّت بجاى مىآورد .
موارد استعمال : كسى كه حج براى او واجب نيست و هنوز مستطيع نشده ، حج التسكع از حج واجب كفايت نمىكند .
شرح لمعه ، كتاب حج
حجامة -
بادكش كردن و خون گرفتن از بدن به وسيلهء مكيدن با شاخ و تيغ زدن پوست بدن .
در فقه ، آنچه در ميان مردم به آن حجامت مىگويند . شرح لمعه
موارد استعمال : لازم به تذكر است كه حجامت در صورت شرط اجرت كراهت دارد . شرح لمعه ، كتاب متاجر
حجّ تمتّع -
عبارت است از مجموعهء عمره تمتع و حج تمتع به علت اينكه پس از عمره حاجى از احرام خارج مىشود و حق دارد تا احرام حج از چيزهاى حرام شده استفاده نمايد حج تمتع ناميده شده است .
موارد استعمال : كسى كه منزل او تا مكهء معظمه چهل و هشت ميل و يا بيشتر است وظيفهء او انجام حج تمتع مىباشد .
شرح لمعه ، كتاب حج
حجر -
ضبط و توقيف اموال .