تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
تعليق العتق بالملك ، هيچگونه اثرى ندارد . شرح لمعه ، كتاب عتق

تعليق الكفالة -

آن‌كه عقد كفالت به شرطى و يا صفتى كه در آينده تحقق مىيابد معلق شود . شرح لمعه موارد استعمال : لازم به تذكر است كه كفالت معلق اعتبار ندارد . شرح لمعه ، كتاب كفالت

تعمّد الإعراب -

اظهار حركات حروف و بيان آن‌ها به‌طور كافى تعمّد الاعراب ناميده مىشود . موارد استعمال : تعمد الاعراب در قرائت مستحب است . شرح لمعه ، كتاب صلات

تعمّد القىّ -

استفراغ كردن از روى عمد و قصد است و لو اين‌كه به علت ناراحتى مجبور باشد . شرح لمعه موارد استعمال : تعمد القىّ ، روزه را باطل مىكند . شرح لمعه

تعمير -

آباد كردن . در فقه ، يافتن عمر طولانى و زمانى دراز زندگى كردن است . موارد استعمال : مدت تعمير در زمان ما يكصد و بيست سال با انقضاى مدت تعمير غائب مرده محسوب مىشود . شرح لمعه ، كتاب ارث

تعميم -

عمومى ساختن ، آگهى عمومى كردن . در فقه ، عبارت است از اين‌كه به قصد شمول و فراگيرى در بيان مطلب از كلمات عام استفاده نمايد . و به قصد فراگيرى خود تصريح داشته باشد . موارد استعمال : اگر زمينى را به‌طور عاريه براى استفاده در اختيار داشته باشد كه صاحب زمين تعميم در استفاده دارد ، مىتواند در آن زمين هر نوع استفاده بنمايد . شرح لمعه ، كتاب عاريه

تعنيت الشّهود -

يعنى حاكم شرع با سؤال‌پيچ كردن شهود براى آن‌ها ايجاد ناراحتى و مشقّت نمايد ، سرزنش كردن . شرح لمعه تعنيت الشهود مكروه است . شرح لمعه ، كتاب قضاء

تعوّذ -

به خدا پناه بردن . المنجد در فقه ، عبارت است از اين‌كه پس از تكبيرة الاحرام جمله « اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم » را بگويد . موارد استعمال : تعوذ در نماز مستحب است . شرح لمعه ، كتاب صلات

تعيين الجهة -

آن‌كه صاحب مال جهت و طرز استفاده كردن را از مال مذكور در عقد عاريه ذكر نمايد . شرح لمعه موارد استعمال : در صورت تعيين الجهه مستعير حق ندارد از جهت مذكور تجاوز نمايد . شرح لمعه ، كتاب عاريه

تعيين الزّوج -

عبارت است از : 1 ) در زمان عقد مرد حضور داشته باشد و به او اشاره شود ؛ 2 ) نام او را در عقد ذكر نمايند ؛ 3 ) نشانه و علايم او را بازگو كنند . البته در ذكر نام نبايد ابهامى وجود داشته باشد . شرح لمعه ، كتاب نكاح موارد استعمال : تعيين الزوج در عقد ازدواج شرط است . شرح لمعه ، كتاب نكاح