است و ديگران « احصن » به صورت مجهول خواندهاند كه بهمعناى تزويج است « 1 » .
مناسبت اين معانى با معناى لغوى از آن جهت است كه فى المثل تزويج و عفت مانع زنا و حريت مانع قيد اسارت و بردگى مىشود و اسلام موجب حفظ جان و مال مىگردد و يا شخص را از فواحش و كارهاى زشت باز مىدارد پس در همهء آنها مفهوم « منع و حفظ » موجود است « 2 » .
در اصطلاح : احصان در فقه اسلامى بر دو گونه است :
الف - احصان رجم و آن عبارت از اجتماع صفاتى است در زانى كه سبب رجم و سنگسار نمودن وى مىگردد .
چنان كه در تعريفات جرجانى مىنويسد : احصان حالت مردى را گويند كه بالغ و عاقل و آزاد و مسلمان باشد و با زنى بالغه و عاقله و آزاد و مسلمان به نكاح صحيح پيوسته باشد « 3 » .
ب - احصان قذف يعنى صفات و خصوصياتى كه اجتماع آنها در مقذوف ( متهم به زنا ) حد قذف را ايجاب مىنمايد « 4 » .
شرائط احصان رجم
شرائط ذيل در احصان رجم مورد اتفاق فريقين مىباشد :
اول : آنكه شخص زانى عاقل باشد .
دوم : آنكه بالغ باشد .
سوم : آنكه آزاد باشد .
چهارم : آنكه ازدواج كرده باشد .
پنجم : آنكه نكاحش مشروع و صحيح باشد .
ششم : آنكه با زوجهاش عمل جنسى انجام داده باشد « 5 » .
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ج 5 ، ص 68 ، مسالك الافهام ج 2 كتاب حدود ، شرح لمعه ج 2 ، ص 300 ، لسان العرب مادهء « حصن » ، المغنى ( ابن قدامه ) ج 9 ، ص 83 .
( 2 ) . كشاف اصطلاحات الفنون ج 1 ، ص 392 ، موسوعهء جمال عبد الناصر ج 4 ، ص 22 .
( 3 ) . تعريفات جرجانى ، ص 6 .
( 4 ) . موسوعهء جمال عبد الناصر ج 4 ، ص 23 و كتب فقهى ديگر .
( 5 ) . الميزان الكبرى ( شعرانى ) ج 2 ، ص 154 . الخلاف ج 3 ، ص 189 .