الف : نكره در سياق نهى : « لا تضرب احدا » .
ب : نكره در سياق نفى : « ما جاءنى من احد » .
ج : جمع محلى به الف و لام : « اكرم العلماء » .
د : مفرد محلى به الف و لام : « احلّ اللّه البيع و حرّم الربوا » .
اماره « 1 »
اماره در لغت به معنى نشانه است .
در اصطلاح ، طريقى است به سوى حكم شرعى واقعى كه براى جاهل به عنوان حكم واقعى قانونگذارى شده است . و به عبارت ديگر اماره چيزى است كه ( به جهت اينكه موجب ظن است ) ، شارع آن را معتبر شناخته است ، مثل خبر عادل ( واحد ) و ظواهر كتاب .
اماره داراى دو ويژگى است :
1 - نسبت به واقع داراى كشف و حكايت ، ناقص است كه به خاطر همين نقص اعتبارش معلوم نيست مگر آنچه با دليل واقعى از جانب شارع ثابت شود .
2 - اين كشف ناقص به وسيله قانونگذار ، معتبر شناخته شود ، و به وسيلهء دليل قطعى ، پيروى از آن دستور داده باشد و همان كشف ناقص را تكميل و طريقيّت آن را امضاء و تأييد كرده باشد .
اماره حكميه
وقتى حكم و قانون الهى براى انسان مجهول باشد ، و اماره تعيين تكليف كند ، به آن امارهء حكميه گويند ، مثلا نمىدانيم اگر مبيع قبل از قبض تلف گردد به
هامش
( 1 ) . اصول فقه - ج 3 ص 14 .