تخطي إلى المحتوى الرئيسي

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣

حمل

حمل ( يا اين‌همانى ) عبارت است از اتحاد ميان موضوع و محمول . وقتى مىگوئيم « الف ، ب است » حكم به اتحاد ميان الف ( موضوع ) و ب ( محمول ) كرده و يگانگى آن دو را بيان داشته‌ايم . از اينجا معلوم مىشود كه قوام حمل به آن است كه از طرفى « دو چيز » در كار باشد كه يكى موضوع و ديگرى محمول واقع شود ، و از طرف ديگر ميان آن دو چيز ، نوعى اتحاد و يگانگى وجود داشته باشد ، و هرجا دو شرط موجود باشد حمل محقق مىشود .

حمل بسيط

از اقسام حمل شايع است و بدان قضيه‌اى كه حملش بسيط باشد هليهء بسيطه و يا قضيهء ثنايى مىگويند ، هليه بسيطه قضيه‌اى است كه محمول در آن « موجود » است و لذا مفاد چنين قضيه‌اى اصل ثبوت و تحقق موضوع مىباشد مانند : قضيهء خدا موجود است ، فرشته موجود است كه در همه اين‌گونه قضايا از اصل ثبوت و تحقق شىء اخبار داده مىشود .

حمل ذاتى اولى

حمل عبارت است از اتحاد دو امر مختلف . در صورتى كه دو چيز اتحادشان در مفهوم و ماهيت باشد ، و اختلافشان در امورى مانند اجمال و تفصيل بوده باشد حمل ميان آنها حمل ذاتى اولى ناميده مىشود . مفاد و مضمون حمل ذاتى اولى آن است كه مفهوم و ماهيت موضوع همان مفهوم و ماهيت محمول است و بطور خلاصه مفاد آن اتحاد موضوع و محمول در مفهوم است .

حمل شايع صناعى

حمل شايع صناعى در جايى است كه موضوع و محمول مفهوم و ماهيتشان متفاوت و مختلف است . اما در وجود و هستى با يكديگر اتحاد و دوگانگى
واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 103 | احمد قلى زاده