مجاز عقلى را « مجاز حكمى » و « مجاز در اسناد » و « اسناد مجازى » و « مجاز اسناد » و « مجاز در اثبات » و « مجاز در تركيب » نيز مىنامند . مثلا در مثال : بهار گياه را روياند ، مجاز در اسناد است چرا كه روياندن گياه را به بهار نسبت دادهايم و اين نسبت دادن مجاز است زيرا در حقيقت بهار گياه را نمىروياند . به عنوان « حقيقت و مجاز » رجوع شود .
مجاز عقلى چهار قسم است :
1 - آن مجاز عقلى كه هر دو طرف آن حقيقى باشد مانند : بهار گياه را روياند . 2 - آن مجازى كه هر دو طرف آن مجازى باشد مانند :
فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ
« 1 » . يعنى در تجارت خود سود نبردند . در اين مثال ، اطلاق ربح ( سود ) در تجارت ، مجاز است .
3 - آن مجازى كه فقط طرف اوّل آن حقيقى است مانند
أَمْ أَنْزَلْنا عَلَيْهِمْ سُلْطاناً
« 2 » . يعنى بر ايشان برهانى فرستاديم .
4 - آن مجازى كه طرف دوّم آن حقيقى باشد مانند :
فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ
« 3 » . در اين آيه شريفه ، اسم « ام » بر « هاوية » مجاز است . يعنى همان گونه كه مادر متكفّل و ملجأ فرزند است ، آتش جهنم نيز متكفّل و مأواى كافران خواهد بود .
آيا مجاز عقلى اختصاص به جملهى خبرى دارد ؟
خير ! در جملهى انشايى نيز مجاز وجود دارد مانند
يا هامانُ ابْنِ لِي صَرْحاً
« 4 » .
اى هامان ! براى من كاخى بلند بنياد كن .
مجاز لغوى
مجاز لغوى يا مجاز در مفرد عبارت است از : استعمال لفظ در معنايى كه لازم
هامش
( 1 ) - البقرة / 16 .
( 2 ) - الروم / 35 .
( 3 ) - القارعة / 9 .
( 4 ) - المؤمن / 36 .