نظرى هر علمى . هر علمى سه جزء دارد : 1 - موضوع علم . 2 - مبادى علم . 3 - مسائل آن علم .
مبادى تقسيماتى دارد :
1 - مبادى احكاميّه :
مثلا در علم اصول فقه ، مسائلى را كه در آنها بحث از حال احكام ، بما هى مىشود ، از آن جهت كه آن احكام ، احكام جعلى استقلالى يا انتزاعى هستند ، « مبادى احكاميه » يا « مبادى خاص علم اصول » گويند ، مانند بحث مقدّمه واجب و نهى از ضد و اجتماع امر و نهى . « 1 »
2 - مبادى تصوّريّه :
امورى هستند كه موجب شناخت موضوع يا محمول مىشوند ، مانند تعريف هر علم ، موضوع آن علم و غرض و فايده آن علم . « 2 »
3 - مبادى تصديقيّه :
ادلّه و امورى هستند كه موجب حكم به ثبوت يا عدم ثبوت محمول براى موضوع مىشوند . « 3 »
مبادى عاليه
گفته شده كه : مبادى عاليه عبارت از عقل و نفس آسمانى است « 4 »
مبهم « 5 »
مبهم در لغت به معناى : فروبسته ، پوشيده و مستور است و در اصطلاح اصوليين عبارت است از آنچه كه مجمل باشد . به عنوان « مجمل » رجوع شود . و امّا از ديدگاه علماى حديث ، مبهم ، آن راوى حديثى است كه اسم او به جهت رعايت اختصار ذكر نشده باشد .
هامش
( 1 ) - اجود التقريرات : 1 / 13 .
( 2 ) - همان مدرك .
( 3 ) - همان مدرك .
( 4 ) - كشّاف اصطلاحات الفنون و العلوم : 2 / 1427 .
( 5 ) - همان مدرك : 1433 .