تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
عجمى يكسان استعمال شود مانند لفظ « مكّه » و « مدينه » .

لمّى

لمّيّت يعنى عليّت . مصدر صناعى است و از كلمه « لم » گرفته شده است . برهان بر دو قسم است : 1 - برهان انّى ؛ 2 - برهان لمّى . برهان لمّى چه برهانى است ؟ به عنوان « استدلال » رجوع شود .

ما به الوجود

مقصود از اين عبارت آن چيزى است كه واسطه وجود چيزى در عالم خارج مىشود ، مانند افراد انسان كه واسطه وجود انسان در عالم خارج هستند .

مادّه « 1 »

مادّه در لغت از ريشه ( م ، د ، د ) به دو معناى كمك و يارى ، و پهن كردن و گسترانيدن است . در اصطلاح فلسفى ، « محل » و « هيولى » را مادّه مىگويند ؛ به عبارت ديگر : به موجودى كه زمينه پيدايش موجود ديگرى باشد ، مادّه مىگويند ، مانند خاك و املاح موجود در آنكه مادّه گياه است . در علم فيزيك ، مادّه به موجودى گفته مىشود كه داراى صفات خاصّى مانند : جرم ، جذب و دفع و . . . باشد در مقابل انرژى . در اصطلاح منطقى ، مادّه به دو معنا استعمال مىشود : 1 - قضايايى كه قياس از آن‌ها تشكيل مىشود ، با صرف‌نظر از هيئت تركيبى آن ، مانند يقينيات ، مظنونات ،
هامش
( 1 ) - همان مدرك : 2 / 1421 و شرح مصطلحات فلسفى : 141 .