مسأله 2508 - طلاق بايد به صيغهء عربى صحيح خوانده شود و دو مرد عادل آن را بشنوند و اگر خود شوهر بخواهد صيغهء طلاق را بخواند و اسم زن او مثلًا فاطمه باشد بايد بگويد :
« زَوْجَتِي فاطِمَةُ طالِقٌ »
زن من فاطمه رها است و اگر ديگرى را وكيل كند آن وكيل بايد بگويد :
« زَوْجَةُ مُوكِّلِي فاطِمَةُ طالِقٌ » .
مسأله 2509 - زنى كه صيغه شده ، مثلًا يك ماهه يا يك ساله او را عقد كردهاند طلاق ندارد ، و رها شدن او به اين است كه مدتش تمام شود ، يا مرد مدت را به او ببخشد به اين ترتيب كه بگويد : مدت را به تو بخشيدم و شاهد گرفتن و پاك بودن زن از حيض لازم نيست .
عِدّهء طلاق
مسأله 2510 - زنى كه نُه سالش تمام نشده و زن يائسه عدّه ندارد ؛ يعنى اگرچه شوهرش با او نزديكى كرده باشد بعد از طلاق مىتواند فوراً شوهر كند .
مسأله 2511 - زنى كه نُه سالش تمام شده و يائسه نيست اگر شوهرش با او نزديكى كند و طلاقش دهد ، بعد از طلاق بايد عدّه نگه دارد ؛ يعنى بعد از آن كه در پاكى طلاقش داد ، به قدرى صبر كند كه دوبار حيض ببيند و پاك شود ، و همين كه حيض سوم را ديد عدّه او تمام مىشود و مىتواند شوهر كند . ولى اگر پيش از نزديكى كردن با او طلاقش بدهد عدّه ندارد ؛ يعنى مىتواند بعد از طلاق فوراً شوهر كند .
مسأله 2512 - زنى كه حيض نمىبيند اگر در سن زنهايى باشد كه حيض مىبينند ، چنانچه شوهرش بعد از نزديكى كردن او را طلاق دهد ، بايد بعد از طلاق تا سه ماه عدّه نگه دارد .
مسأله 2513 - زنى كه عدّه او سه ماه است ، اگر اول ماه طلاقش بدهند بايد سه ماه هلالى ؛ يعنى از موقعى كه ماه ديده مىشود تا سه ماه ، عدّه نگه دارد . و اگر در بين ماه طلاقش بدهند ، بايد باقى ماه را با دو ماه بعد از آن و نيز كسرى ماه اول را از ماه چهارم