و همين رابطه است ، و همين تعهد و آگاهى تكليفى ، كه شيخ آقا بزرگ تهرانى را وا مىدارد ، تا از خدا بخواهد كه باقيماندهء عمر او را به نويسندهء « الغدير » دهد ، تا كار هدايت « الغدير » به اتمام رسد .
وى در تقريظى كه ، در روز دوم ماه رمضان سال 1371 هجرى قمرى ، براى صاحب « الغدير » نوشته است ، چنين مىگويد :
من قاصرم از توصيف اين كتاب گرانبها ، و ستايش آن .
الغدير بالاتر و بزرگتر از آن است كه آن را توصيف كنند و ثنا گويند . من تنها كارى كه مىتوانم كرد اين است كه دعا كنم تا خداوند عمر مؤلف كتاب را طولانى كند ، و به او فرجام نيك بخشد . اين است كه با خلوص دل ، از درگاه خداى متعال مسئلت مىكنم كه بقيهء عمر مرا ، بر عمر شريف او بيفزايد ، تا او بتواند به همهء آرمان خويش دست يابد . . .
19 - « عبقات » ، « الغدير » و « المراجعات »
در كتاب « شرف الدّين » ، به اهميت توجه و استناد به متون اشاره كردهام . و در فصل 34 : « نهضت متن گرايى » ، و فصل 35 : « استناد و تفقّه » ، از آن كتاب ، توضيح دادهام كه مسئلهء رجوع به متون و استناد به آنها ، « در مورد بحثهاى امامت و سياست اسلامى ، اهميت ويژهاى مىيابد . در شرح فلسفهء سياسى اسلام ، و بيان مبانى رهبرى ، و اصول امامت ، هيچ استدلال عقلى ، و تمهيد فلسفى و كلامى ، بهتر از آيهاى از قرآن ( كه بنابر مآخذ معتبر تفسيرى سنى و شيعه ،