و مقياس درست و سالم براى ارزشيابى ماده نيست ، بلكه ارزشها است ، و دنيا نيست بلكه آخرت است ، و مترفان با ارزشهاى حق و درست سر جنگ دارند ، و در جهان ديگر زيانكار خواهند بود ، و در آن جا ديگر نعمت و يارانى براى ايشان وجود ندارد ، و همچون در دنيا از احترام بهرهمند نخواهند بود ، بلكه به جاى آن گرفتار عذاب دردناك و خواركنندهاى خواهند شد ، و هر نعمتى كه به آنان داده شده بود ، بدان سبب كه از آن شكرگزارى نكرده بودند ، وبالى بر ايشان خواهد شد . . . پس آنان بيش از همه مردم گرفتار عذاب خواهند بود و آن را خواهند چشيد ( آيات 11 / 17 ) .
چشيده شدن عذاب به توسط ايشان تنها انتقامى بيهوده نيست ، بلكه انتقامى بر پايه حساب دقيق و حكمت و دادگرى است ، و هر جا كه به تحقيق در سبب آن برخيزى ، آن را روش نادرست و گمراه كننده ايشان در زندگى خواهى يافت كه برخاسته از طرز تفكر منحرف و اندازهگيريهاى نادرست ايشان بوده است . . . و حقا مسئوليت هر لعن و قتل و عذابى كه بر ايشان وارد مىشود بر عهده همين طرز تفكر و اندازهگيريهاى نادرست است ؛ آنان كسانى بودهاند كه روى ترش مىكردند و چين به پيشانى خود مىانداختند ، و آن گاه پشت مىكردند و به گردنكشى مىپرداختند ، و ايستار ايشان در برابر حق از لحاظ ارزشيابى و راهبرى و حزبى جز اين نبود ، بلكه از اين پيشتر مىرفتند و حق را در معرض تهمتهاى باطل و ناروا قرار مىدادند و مىگفتند كه :
إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ
- اين نيست مگر جادويى كه آموخته مىشود » ، و مىگفتند كه آن ساخته بشر است و رسالت الاهى نيست ، و اين همه بدون دليلى جريان مىيافت / 54 و جز براى فرار از مسئوليت ايمان و گمراه كردن مردمان از راه هدايت و ارشاد صورت نمىگرفت ( آيات 18 / 25 ) .
بنا بر اين حق آن است كه خداوند متعال كافران معاند را به سبب مبارزه با پروردگار تواناى عزيز و نبرد كردن با حق ، و مخصوصا بزرگان و وابستگان متنعم و مترف ايشان ، همچون فرمانروايان گردنكش و دارندگان مال و مدعيان دانش از ميان ايشان ، گرفتار عذاب سازد ؛ از همين روست كه خداى جبار هر يك از ايشان