[ 24 ] و از نشانههاى فرستادگان خدا يكى آن است كه با امتها آشكارا از علوم و شناختهاى خود سخن مىگويند بى آن كه از ايشان خواستار مزدى باشند ، و همچون جادوگران و كاهنان نيستند كه از تعليم ديگران خوددارى مىكنند و در برابر تعليم آنان خواستار سرورى مىشوند ، يا همچون ديگر دانشوران تقاضاى / 371 مزد دارند .
وَ ما هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ
- و او بر غيب بخيل نيست ( و آن را به شما مىرساند ) . » گفتهاند ضننت بالشيء أضنّ ، يعنى بخل ورزيد ، و بعضى آن را با ظاء خوانده و معنى آن را متهم دانستهاند .
[ 25 ] گفته شيطان ، در هدفها و وسيلهها ، با وحى رحمان اختلاف فراوان دارد ؛ در صورتى كه شيطان ما را به كارهاى زشت و پليد و ستمگرى بر مىانگيزد ، و از دوست داشتن ديگران و تعاون و نيكوكارى و پرهيزگارى باز مىدارد ، و كينهها را افزايش مىدهد ، و ما را به شهوتهاى زود گذر دعوت مىكند و . . . و . . . مشاهده مىكنيم كه وحى رحمان ، گاه برانگيخته شده از درون ضمير است و گاه از دهان پيامبر بيرون مىآيد كه مردمان را به دادگرى و نيكوكارى و باز پس دادن امانت فرمان مىدهد ، و از كارهاى پست و زشت و ستمگرى ما را باز مىدارد ، و توبه كردن و ميانهروى در امور را مورد پسند ما قرار مىدهد ، و ما را به تعاون و نيكوكارى و پرهيزگارى مىخواند ، و بدين گونه قلب را به قبول راستگويى رسول در رسالتش راهنمايى مىكند و هر عاقلى مىتواند آن را از دعوتها و تبليغات گمراه كننده تشخيص دهد .
وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شَيْطانٍ رَجِيمٍ
- و آن گفته شيطانى رانده شده نيست . » [ 26 ] در آن هنگام كه آدمى نداى رحمان را ترك مىكند ، ناگزير بر اثر خودخواهى و آرزوهاى بى جاى خود گرفتار شيطان مىشود ، پس آيا بايد به سوى او روانه شويم ؟ !
فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ
- پس به كجا مىرويد ؟ » گاه انسان دعوت به نيكى را ، بدون آن كه به جانشين يا حتى به عاقبت آن