همين سبب پروردگار ما گفت :
إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ
- آن ( قرآن ) چيزى نيست جز يادآورى براى جهانيان . » [ 28 ] يكى از صفات وحى تأكيد آن بر آزادى انسان است در آنچه اختيار مىكند و مىپذيرد . مگر پروردگار ما نگفت :
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ
؟ ! « 18 » / 373 آزادى از آزادى عقيده آغاز مىشود ، و خداوند سبحانه و تعالى از آن ابا داشته است كه حق را بر بشر به زور تحميل كند ، و از آن خوددارى كرده است كه بعضى از بندگانش بعضى ديگر را با كراهت به پذيرش حق وا دارند ، چنان كه خود گفته است :
لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعاً
. . .
أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ
» . « 19 » و انسان وقتى مكرم و شايسته دريافت پاداش كامل است كه آزادانه ايمان آورد ، ولى اگر اين ايمان آوردن همراه با اكراه باشد ، نه پاداشى دارد و نه كرامتى .
لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ
- براى آن كس از شما كه بخواهد بر هدايت و بر راه راست باشد . » بر راه مستقيمى كه مورد چالش هواهاى نفسانى و فشار اجتماع و گمراهكنندگى شيطان و بوقهاى آن ، و تهديدهاى صاحبان تسلط و فريبندگان است .
[ 29 ] خواستن و مشيت گرانبهاترين گوهر در نزد آدمى است ، و آن موهبتى الاهى است ، و اگر خداوند متعال اين موهبت را به آدمى ارزانى نمىداشت ، بشر چيزى جز يكى از موجودات زنده سطح زمين نمىبود و به مقام انسانيت نمىرسيد ، و بدين گونه هيچ كس نمىتواند به اين موهبت بر خود ببالد و چنان گمان كند كه بدون خواست خدا صاحب قدرت است ؛ و از ديدگاهى ديگر : ايمان نورى الاهى است كه خدا آن را ، پس از خواستار شدن شخص ، بر دل او مىافكند ، و قلب او را
هامش
( 18 ) - البقرة / 256 .
( 19 ) - يونس / 99 .