است ، به همان گونه كه سوزاندن آتش و بخار شدن آب نيز سنت است ، و چون آنان اين سنت را فهم نكردند و بلكه به تكذيب آن پرداختند كه خدا آنان را از اين كار بر حذر داشته بود ، كارشان به آنجا پايان يافت ، در صورتى كه پرهيزگاران ( كسانى كه اين سنت را فهميدند و از آتش پرهيز كردند و از هر چه آنان را به آتش مىرساند دورى گزيدند ) پس رستگار شدند و به بهشتى در آمدند كه با باغها و ميوهها و نار پستانان و امن و سلام خود از ايشان استقبال كرد . آن نيز جزاى مناسبى بود كه خدا براى ايشان فراهم آورد .
سياق قرآن در بيم دادن آدمى از روز حشر و نشر به پيش مىرود ، و بعضى از ايستگاههاى آن را پس از يادآورى ما به اين كه خداوند متعال پروردگار آسمانها و زمين و هر چه در ميان آنها است ، براى ما ترسيم مىكند : در آن روز بانگهاى بندگان و روح و فرشتگان كه در صف ايستادهاند ، فرو مىافتد ، و تنها كسى مىتواند سخن بگويد كه خداوند رحمان به او اجازه دهد .
/ 265 در آن روز رونق باطل از ميان مىرود ، و حق با همه ابعاد آن متجلّى مىشود ، و چون هنوز فرصت گزينش در اين دنيا باقى است ، پس هر كس كه بخواهد مىتواند از بيم آن روز توبه كند و به پروردگارش باز گردد . اما آن كس كه كافر بماند ، خدا او را از عذابى نزديك بيم مىدهد ( على رغم اين كه شيطان آن را از ذهن بشر دور مىكند ) كه در آن روز هولناك بهره او خواهد شد كه انسان هر بد و نيكى را كه در دنيا كرده باشد ( تجسم يافته در پاداشى نيكويا عذابى سخت ) خواهد ديد ، و در آن هنگام است كه كافر حقايق اعمال خود را مىبيند و آرزو مىكند كه كاش به صورت همان خاك كه بود مىماند و به محشر براى جزا آورده نمىشد !
شرح آيات :
[ 21 ] انسان با سنتهاى خداوند تبارك و تعالى كه در دنيا در طبيعت محيط بر او وجود دارد ، در عمل دو طرفى است ، و او را مىبينى كه از آتش پرهيز مىكند تا گرفتار سوختن با آن نشود ، و از نيش مار فرار مىكند ، و از ميكروبها براى آن