ايشان ترشح مىشود كه بوى مشك دارد . بهره هر مرد بهشتى از شهوت و اشتها برابر با صد مرد از اهل دنيا است ، و چنين است خوردن و ديگر نيازمنديهاى ايشان ، پس چون به اندازهاى كه خواهد از خوراكهاى بهشت بخورد ، به او شراب طهور مىنوشانند كه شكم او را پاك و پاكيزه مىسازد ، و آنچه خورده است به صورت ترشحاتى از پوست بدنش خارج مىشود كه از مشك اذفر خوشبوتر است ، و در اين حال شكمش خالى مىشود ، و شهوت خوردن به او باز مىگردد ، و اين روايتى از ابو قلابه است . و به قولى مقصود آن است كه « شراب آنان را از هر چيز جز خدا پاك مىسازد ، چه هيچ چيز پاك از پليدى جز خدا وجود ندارد » . « 44 » و ممكن است كه آن نوشابه نهر كوثر باشد كه خدا آن را ، پيش از در آمدن ايشان به بهشت ، به دست رسولش ( ص ) و وليش / 189 امير المؤمنين ( ع ) به اهل بهشت ارزانى داشته است تا آنان را از هر عيب و پليدى پاك كند . و رازى گفت كه : آن پاك كننده است . « 45 » به نظر من ، خداى سبحانه و تعالى است كه اين شراب را به صورت غيبى به ابرار مىنوشاند ، و ساقى آن پسران و غلامان بهشتى نيستند ، و اين خود اكرامى از جانب خداى عزّ و جلّ در حق ابرار است . ولى آيا اين شراب طهور كه پروردگار به دست خود مىنوشاند چيست ؟ آيا نوشيدنى روانى همچون آب و خمر و عسل و شير است ، يا شراب محبّت و نزديكى و نجوى ؟
چون ادبيات قرآن ادبياتى تصويرى است كه ما را از ظاهر حوادث به باطن و غيب حقايق رهبرى مىكند ، پس حق اين تصور را داريم كه شراب ربّانى تنها يك شراب مادّى نيست ، و حتى اگر چنين هم بوده باشد ، در صورتى كه ساقى پروردگار باقى است ، از نعمت مادّى بودن تحوّل پيدا مىكند و به درجهاى معنوى بالاتر از هر درجه بالا مىرود ، و كدام شرف و كرامتى بزرگتر از برقرار شدن ارتباطى نزديك ميان عبد ، يعنى آفريدهاى حقير و ناچيز و متناهى در عجز و ناتوانى و پروردگار
هامش
( 44 ) - همان جا .
( 45 ) - التفسير الكبير ، ج 30 ، ص 254 .