براى مباركباد گفتن كرامت خداى عزّ و جلّ نسبت به او اجازه ورود مىخواهد و خدمتگزاران مؤمن از غلام و كنيز به او مىگويند : بر جاى خود باقى بمان ، بدان سبب كه ولى خدا بر اريكه خود تكيه زده و همسر حورى وى خود را براى ديدار او آماده كرده است و بنا بر اين منتظر رسيدن اذن ولى خدا بمان » . « 41 »
عالِيَهُمْ ثِيابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَ إِسْتَبْرَقٌ
- زبرين جامه ايشان جامههاى سندس سبز و ديباى ستبر است . » / 188 شيخ الطائفه گفته است : سندس به معنى ديباى ( حرير ) نازك گرانبهاى زيبا است ، و استبرق ديباى ستبر برّاق . « 42 » و درباره كلمه « عاليهم » اختلاف است : بعضى آن را ظرف و به معنى بر بالاى ايشان جامههاى سندس است گرفتهاند ، و بعضى آن را حال دانستهاند و چنان است كه گفته باشند : در حالى كه جامههاى سندسى بر روى ايشان قرار گرفته است ، و از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه : « جامهها بر روى ايشان قرار مىگيرد پس آنها را بر تن مىكنند » . « 43 »
وَ حُلُّوا أَساوِرَ مِنْ فِضَّةٍ
- و آراسته شوند با دستبندهايى سيمين . » تحلية به معنى زينت كردن و آراستن است ، يعنى با پوشاندن زيورهايى از گونه دستبندهاى سيمين آنان را مىآرايند ، و خدا مىداند كه اندازه زيبايى آن دستبندها كه دست قدرت الاهى آنها را فراهم آورده ، چند است ، و چه اندازه رونق به كسانى مىدهد كه به وسيله آنها آرايش و تزيين پيدا كردهاند .
وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً
- و پروردگارشان به ايشان نوشابه و شرابى پاك و پاكيزه مىنوشاند . » در مجمع البيان آمده است : يعنى پاك از پليديها است ، و دستهايى آن را آلوده نكرده ، و پاهايى آنها را همچون شراب دنيا نفشرده است ؛ و به گفتهاى :
طهورا يعنى به صورت پيشاب نجس در نمىآيد ، بلكه به صورت عرقى از بدنهاى
هامش
( 41 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 482 .
( 42 ) - التبيان ، ج 10 ، ص 218 و 217 .
( 43 ) - مجمع البيان ، ج 10 ، ص 411 .