معناى واژهها
2 أمشاج : آميخته ، و مشجت هذا بهذا يعنى اين را به آن آميختم ، و واحد امشاج مشج است .
7 مستطيرا : يعنى پراكنده شده و به دورترين جا رفته .
10 قمطريرا : با بدى و شرّ سخت ، و اقمطر اليوم اقمطرارا و يوم قمطرير و قماطر چنان است كه گويى شرّ پارهاى از آن به پاره ديگر پيچيد و پيوسته است . و حسن بصرى درباره اين روز گفت : چه اسم سختى دارد ، و خود از اسمش سختتر است .
13 زمهريرا : به سختترين درجه سرد .
15 قواريرا : شيشهاى .
28 و شددنا أسرهم : يعنى با منظم كردن دستگاههاى بدن آفرينش ايشان را استحكام بخشيديم ، چه اصل معنى أسر بستن است ، و اسير بدان سبب بدين نام خوانده مىشود كه او را با بندها مىبندند .
/ 170
شما را در راه خدا طعام مىدهيم
شرح آيات :
[ 1 - 4 ] چون انسان خداى خود را بشناسد ، خدا نفس او را به وى مىشناساند . بنا بر اين چون نفس خود را بشناسد پروردگار خود را شناخته است ، و در