كه همين امر سبب پرسش كردن او از قيامت است . ( آيات 3 - 6 ) پروردگار ما اين بيمارى دشوار نفس بشرى را از اين راه درمان مىكند كه به او مىگويد : اگر بتواند به صورت موقت ( در دنيا ) بهانهاى براى گمراهى و گريز از مسئوليت در زيرپوششى پيدا كند ، در آينده كه قيامت برپا مىشود ، گريزگاهى در برابر پروردگار خود ندارد :
فَإِذا بَرِقَ الْبَصَرُ * وَ خَسَفَ الْقَمَرُ * وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ
، و بايد از روى پل دنياى فانى بگذرد و به خانه ابدى خود در نزد پروردگارش وارد شود ، و در همين جا است كه آدمى خود را با حقيقت امر خويش رو به رو مىبيند و آنچه را كه در زندگى كرده است در برابر خود مىيابد و مشاهده مىكند . ( آيات 13 - 17 ) وحى الاهى در ما احساس نقّادى از خود را برمىانگيزد ، و اين كار از راه يادآورى يك حقيقت وجدانى مسلّم صورت مىگيرد كه همان بصيرت و بينايى انسان نسبت به نفس خويش است ، چه او پيش از ديگران شاهد و گواه آن است و از واقعيت آن آگاهى دارد ، و هر چه به بهانهها و آوردن دلايلى بپردازد كه اعمال خود را خوب و موجّه جلوهگر سازد ، باز چنين است . و قرآن كريم از آن روى در اين باره تأكيد مىكند كه مراقبت شخصى اثرى بزرگ دارد و بهتر از هر عامل ديگر مايه رسوخ پرهيزگارى و تقوى در شخصيت فرد مىشود . ( آيات 14 - 15 ) / 128 سپس سياق قرآن به سخن گفتن درباره خود قرآن منعطف مىشود ، و از رسول مىخواهد كه پيش از اتمام وحى در رساندن آن شتاب نورزد ، و مىگويد كه خدا خود ضامن و متكفل گردآورى آيات وحى شده و بيان آنها براى مردم است . . .
و اين از جمله آياتى است كه مفسران را در فهم ارتباط ميان سياق سوره و اين بخش از آن متحير ساخته است ، و بايد دانست كه در اين مورد ارتباط و پيوند محكمى وجود دارد كه در ضمن بيان آيات به آن اشاره خواهيم كرد . ( آيات 16 - 19 ) اين آيات ما را به يكى از عوامل انحراف و نپذيرفتن مسئوليت در نزد انسان رهبرى مىكند ، و اگر شخص بتواند بر اين عوامل پيروز شود ، راه رسيدن به حق را مىيابد ، و حجاب موجود ميان او و جهان ديگر فرو مىافتد ، و آن دوست داشتن و