عليه رژيم پهلوى به لزوم ايجاد حكومت اسلامى معتقد بود و فقط در صورتى كه ضرور متوجه دين شود تكليف را ساقط مىدانستند ، اما در صورتى كه ايجاد نظام اسلامى احتياج به جانفشانى داشته ، ايشان به استقبال شهادت مىرفتند تا آنجا كه در زمان حمله رژيم پهلوى به فيضيه و حمله مأموران دولتى و امنيتى به بيت ايشان مىفرمايند : « . . .
خدا گواه است راضى بودم مرا به قتل برسانند . . . « 1 » » وى اين گونه خود را براى جانفشانى در راه اسلام و استقرار نظام اسلامى آماده شهادت مىكنند و به هيأت حاكم اعلان مىكنند كه اين ملت به كمتر از تشكيل نظام اسلامى قانع نخواهند شد و لزوم تشكيل حكومت اسلامى را گوشزد مىكنند و چنين اظهار مىدارند :
« . . . من به شما - دولت ازهارى - اتمام حجت مىكنم ، آنچه كه شما در مقام حفظش هستيد كه حتما خواسته ملت و مصلحت نيست . . . نهضت اصيل ملت ايران براى طرد استعمار و استبداد تمام قشرهاى مملكت را فراگرفته . . . و مردم به چيزى غير از پايان يافتن حكومت استبدادى و تأمين آزادى و عدالت اجتماعى در سايه برقرارى نظام اسلامى راضى نخواهند شد . . . « 2 » »
هامش
( 1 ) - مركز اسناد انقلاب اسلامى ، پيشين ، ص 114 .
( 2 ) - همان ، ص 574 .