مسلمين را با توجه به شرايط رهبرى كه مشخص شده در قانون اسلامى و احكام شريعت است ادامه مىدهد ، آيت اللّه العظمى گلپايگانى قدّس سرّه در طول دوران حيات فكرى و سياسى خويش در مقاطع مختلف و خاصى به بررسى شكل نظام سياسى اسلام پرداختهاند و با توجه به شرايط زمانى و مكانى ، مصلحت و ضرورت مواضع خود را درباره شكل حكومت به ترتيب در اعلاميهها ، پيامها و كتابهاى امر به معروف و نهى از منكر ، مسائل اجتماعى اسلام و مجمع المسائل الفقهيه و در رد شبهاتى كه نظام تشيع و روحانيت را ضد نظم و حكومت معرفى مىكرد ، بيان نمودهاند و سپس در طى سالهاى آغاز نهضت ( كه تا حدودى به نفى شكل حكومتى حاكم و بيان بعضى از مشخصههاى نظام اسلامى پرداختهاند ) و قبل از آن در كتاب « الهداية الى من له الولاية » مبحث ولايت فقيه و بعدهم در دوره حكومت اسلامى و عاقبت در حمايت ايشان در نظام جمهورى اسلامى ، شكل حكومتى مصوّب در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران را مورد توجه قرار مىدهند ، البته درباره شكل حكومت از بيانات پس از پيروزى انقلاب اسلامى و نظرات ايشان مىتوان در فهم نظريه نهايى وى بهر جست ، چرا كه معظم له همواره در جهت تأييد انديشههاى فقهى - سياسى گام برداشته و نظام اسلامى حاكم در ايران را تثبيت مىنمودند آيت اللّه كريمى جهرمى و صابرى همدانى چنين بيان
انديشه هاى فقهى - سياسى آيت اللّه العظمى گلپايگانى ( قده ) در عصر غيبت ( فارسى ) — صفحة 256
مساهمون: محمد مهدى امامى
ص٢٥٦