رعايت حدودى هستند كه آنان را از فساد باز دارد و رعايت اين حدود جز با حاكم امين محقق نمىشود ، ديگر آنكه بقا و حيات همه ملتها مرهون حاكم است تا امر دين و دنيا را راست گرداند و خداى حكيم خلق خويش را بى راعى نخواسته است ، سوم آنكه اگر رهبرى و هدايت استوار در جامعه نباشد ، كيش ، آئين و سنت و دستورات شرع نابود مىگردد « 1 » » .
2 - دليل نقلى :
خداوند متعال در عصر غيبت امام زمان ( عج ) انسان و جامعه را به حال خود رها نساخته و براى هدايت انسانها ، ولايت جامعه بشرى را به دست كسانى سپرده است ، آنچه كه از ادله نقلى استفاده مىشود ، كسى كه در عصر غيبت ولايت را از سوى خداوند برعهده دارد بايد ويژگىهاى پيامبران و امامان را در شناخت احكام الهى داشته باشد و از طرفى استعداد و توانايى تشكيل حكومت براى تحقق دادن به قوانين فردى و اجتماعى ، اجراى عدالت و رعايت حقوق انسانى و دينى افراد جامعه را داشته باشد در اين صورت است كه نيابت امام عصر ( عج ) و ولايت در عصر غيبت با توجه به ادله نقلى برعهده فقيهان
هامش
( 1 ) - محمد بن على بن بابويه ، علل الشرايع ، ج 1 ، قم : الشريف الرضى ، 1421 ، ص 153 .