لازم الرعاية مىدانستند و هميشه بر نظم و آرامش جامعه اصرار مىكردند و بعضا در اعلاميههاى خود به حفظ اصول حاكم در جامعه و مراعات آنها از طرف مردم اشاره كرده ، در زمان دولت نامشروع به نخستوزير وقت - علم - چنين نوشتهاند :
« . . . پيشرفت دولت و ملت در مقاصد مشروعه و تثبيت ، بستگى و ارتباط كامل به احترام از اصول دارد و يگانه اصلى كه عزت و استقلال و ترقى مملكت و حفظ اصول ديگر بر آن مستقر است ، منظور داشتن موازين اسلامى است و توقع از دولت اين است كه در مراعات تمام اصول ، كمال جدّيّت و صراحت را اظهار و ملت را نيز به رعايت آن تشويق نمايند . . . « 1 » » .
اين بيانات اشاره دارند كه مجتهدين با استقلال ممالك اسلامى مخالفت نكردهاند ، فرضا كه حاكم را حاكم جور و ظلم بدانند باز هم مخالفت نمىكنند ، چرا كه به فرمايش حضرت على عليه السّلام « . . . و انّه لا بدّ للناس من امير بر او فاجر . . . « 2 » » در اين مطالب اصل تشكيل حكومت مورد بحث واقع نشده است و اختلافى بر سر لزوم ، ضرورت و وجود حكومت نيست ، بلكه اختلاف نظر سر وضع و اجراى قوانين و
هامش
( 1 ) - مركز اسناد انقلاب اسلامى ، پيشين ، ص 45 .
( 2 ) - نهج البلاغه ، كلام 40 .