مىنشيند ؛ لذا از فرصت به دست آمده كمال استفاده را كردند و با مواضع صريح و فعاليتهاى خود مشعل انقلاب را فروزانتر نمودند . استقبال مردم از مراجع تقليد و حركت به طرف دفتر آيت الله گلپايگانى به خاطر نفوذ سنتى مرجعيت و همچنين استقامت ايشان در مقابل رژيم پهلوى بود كه راهپيمايان در روز دوم تظاهرات ( 19 دى ماه 1356 ) در حالى كه به آرامى تظاهرات مىكردند ، ناگهان مورد تهاجم نيروهاى رژيم قرار گرفتند . اين زدوخورد تا ساعتها به طول انجاميد ؛ بر اثر اين هجوم چندين نفر شهيد و مجروح شدند و نقطه عطف ديگرى در تاريخ انقلاب به وجود آمد . در رابطه با مجروحان و تعداد آنها و موضعگيرى آيت الله گلپايگانى ، دكتر باهر چنين نقل مىكند :
« . . . ما در روز نوزدهم دى ماه 56 بيش از شانزده زخمى در بيمارستان آيت الله گلپايگانى نداشتيم و اكثرا به صورت سرپايى معالجه مىشدند و يكى دو تاى آنها هم ظاهرا دچار خونريزى شديد بودند كه خون به آنان ترزيق شد و بعد از آن مرخص شدند . البته احتمال اينكه تعداد مجروحان بيشتر باشد زياد است منتها به دلايل امنيتى و حفظ جان مجروحان و عدم شناسايى آنها توسط ساواك بستگان مجروحان از مراجعه به بيمارستان خوددارى مىكردند و تعدادى از مجروحان را بعد از مداوا به منازلشان باز مىگردانديم . ضمن اينكه نيروهاى انتظامى وقت و ساواك به طور مرتب به بيمارستانها مخصوصا بيمارستان آيت الله گلپايگانى سر مىزدند و نام بيماران را سؤال مىكردند و ما هم از همان ابتدا در اين فكر بوديم كه چگونه عمل كنيم تا نهايتا به گرفتارى ما منجر نشود .
اين بود كه بيماران را با نام مستعار مورد معالجه و عمل جراحى قرار مىداديم . . . » « 1 »
در ادامه ، ايشان دربارهى تحويل اجساد به نيروهاى امنيتى مىگويند :
« آيت الله گلپايگانى در رابطه با تحويل اجساد شهدا به نيروهاى دولتى شديدا مخالفت مىكردند . يك نمونه از قاطعيتهاى مرحوم آقاى گلپايگانى اين بود كه در روز نوزده دى به من دستور دادند كه از تحويل اجساد شهدا به نيروهاى دولتى
هامش
( 1 ) . على شيرخانى ، پيشين ، ص 64