از امت ضربهى جبرانناپذيرى را به مبارزه وارد ساخت ، ولى رژيم هرگز نتوانست مشعلى را كه او برافروخته بود خاموش كند .
در آبان ماه 1356 واقعهاى رخ داد كه امام خمينى قدّس سرّه آن را عطيهى خداوندى نام نهاد و آن رحلت مشكوك آيت الله سيد مصطفى خمينى فرزند ارشد امام خمينى قدّس سرّه بود . در همين سال رژيم شاه از اقبال مردم به امام خمينى حيرت زده شد و دست به حركت نسنجيدهاى زد تا به گمان خويش امام خمينى قدّس سرّه را بىاعتبار نمايد و در ضمن از قدرت روحانيت و مراجع تقليد ارزيابى مجدد بنمايد . ازاينرو در 17 دى ماه 1365 ( سالروز كشف حجاب ) در روزنامهى اطلاعات به چاپ مقالهاى مبادرت ورزيد كه هتاكى و بىاحترامى را نسبت به امام خمينى قدّس سرّه به اوج رسانده بود . مردم با سوابقى كه از رژيم پهلوى داشتند آن اقدام را از جانب شاه دانستند و به رهبرى علما و طلاب حوزه دست به اعتراض گسترده عليه استبداد پهلوى زدند . اين حادثه موجى از انزجار در بين مردم برانگيخت و به پاس احترام به رهبر تبعيديشان در سراسر ايران بخصوص تهران و قم مجالس عزادارى برپا كردند . اكثر قريب به اتفاق اين مجالس تبديل به صحنهى مبارزه عليه رژيم شد . آيت الله گلپايگانى كه نقش فعالى در دوران تبعيد امام خمينى قدّس سرّه داشتند نسبت به مقالهى توهينآميز رشيدى مطلق واكنش شديد نشان دادند . دراينباره دكتر غلامرضا باهر مسئول بيمارستان آيت الله گلپايگانى چنين نقل مىكنند :
« آيت الله گلپايگانى فوق العاده از درج مقالهى موهن در روزنامهى اطلاعات ناراحت و نگران بودند . من دقيقا به خاطر دارم كه وقتى خدمت ايشان رسيدم آثارناراحتى در چهرهاش هويدا بود و فرمودند : اين چه اهانتى است كه اينها كردند ؟ چه منظورى دارند ؟ حتى ظاهرا تماسى از طريق برخى افراد با مقامات بالاتر برقرار كرده بودند و گفته بودند كه اين كار شما بسيار ناپسند بود .
چون هرچه باشد مرحوم آيت الله گلپايگانى از يك منظر كه بنگريم در شمار بنيانگذاران انقلاب محسوب مىشود . » « 1 »
آيت الله گلپايگانى با درك عميق ، دريافتند كه ثمرهى نهضتى كه برپا شده ، دارد به بار
هامش
( 1 ) . على شيرخانى ، حماسهى 19 دى قم 1356 ، مركز اسناد انقلاب اسلامى ، تهران 1377 ، ص 67