سفر اوّل ايشان زمينى و از راه كويت بوده كه عدّهاى از اخيار قم و بعضى از علما محترم در معيّت ايشان بودهاند و گويا در سال 1360 قمرى بوده است .
از اين سفر اطلاعى و مطلبى در دست اين جانب نيست جز دو مطلب كه از خود ايشان استماع كرديم :
1 - فرمودند : ما در آن سفر در مسجد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نماز جماعت ميخوانديم و حتىّ براى نماز ، اذان ، گفته ميشد و شهادت بر ولايت - : اشهد ان عليا ولى اللّه - نيز گفته ميشد .
روزى مأمور دولتى كه اين جريان را ديده و شهات بر ولايت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را از مؤذن شنيده بود ناراحت و خشمناك به سوى قاضى رفته و گزارش داده بود كه مؤذن جماعت شيعه در اذان اشهد ان عليا ولى اللّه گفته قاضى گفته بود : من نيز ميگويم : اشهد ان عليا ولى اللّه ، مگر تو ميگوئى علىّ عدو اللّه ؟ مأمور گفته بود مهم ميگويم علىّ ولى اللّه ، و خلاصه قاضى گفته بود كه ما هم ميگوييم على ولى اللّه منتهى در اذان نميگوييم و با اين جواب ، قضيه را تمام كرده بود .
2 - در آن سفر اوّلى كه تشرف حاصل شد مناظرهاى لطيف بين ما و قاضى القضاة در مدينه واقع شد جريان اين بود كه ما او را دعوت كرده بوديم كه از او براى اقامهء عز و سوگوارى امام حسين عليه السّلام در ايّام عاشورا و ذكر مصيبت آنحضرت اذن بگيريم او هم دعوت ما را پذيرفت و در مسجد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله حضور يافت و در آنجا بحث و مناظره ميان ما و او درگرفت تا سخن بدينجا رسيد كه گفت : شما غالى ( يعنى اهل غلوّ ) هستيد چه آنكه از پيغمبر و امام ، طلب شاعت ميكنيد و ميگوئيد كه آنان زنده هستند ( و امور ديگر ) .
من در جواب او گفتم : اوّلا كه شما هم اينچنينيد آيا شما سلام بر پيغمبر نميكنيد ؟ آيا شما نميگوئيد السلام عليك يا نبى اللّه ؟ حال اگر رسولخدا مرده
خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى ) — صفحة 88
مساهمون: على كريمى جهرمى
ص٨٨