و چيزى را درك نميكند و سلام سلامكننده را نميشنود چه معنى دارد كه در برابر قبر او مؤدّبانه بايستيد و سلام كنيد آنگونه كه بر زندگان سلام ميكنيد .
و ثانيا : فرضا آنچه را كه ذكر كردى غلوّ باشد حال هرگونه غلوّى موجب كفر است ؟ و آيا اگر كسى گفت كه پيامبر زنده است و يا اذن اللّه و ارادهء الهى سلام سلامكننده را مىشنود اين غلوّ مضرّ به توحيد است ؟ و او براى اين مطلب جوابى نداشت .
سفر دوّم معظم له به مكّه معظّمه در سنهء 1385 قمرى با هواپيما از ايران به جدّه صورت گرفت . و چون اين سفر در دوران مرجعيت عامّه ايشان بوده از هر نظر قابل توجّه بوده است .
مرحوم آية اللّه آقاى سيد ابراهيم حقشناس اعلى اللّه مقامه كه همان سال مشرف شده بودند و خود نمايندهء حضرت آية اللّه العظمى گلپايگانى قدّس سرّه در جهرم بودند نقل ميكردند كه شبى ( ظاهرا ) مشرف به حضور آقا شدم ايشان از اينكه وقتى به حرم مطهّر پيامبر و مسجد النبى مشرّف مىشوند حجاج براى دست بوسى و ابراز احساسات هجوم مىآوردند و با سلام و صلوات و دستبوسى مجال عبادت و زيارت و برنامههاى ديگر را نميدهند اظهار نگرانى و ناراحتى كردند .
اين قضيه گذشت تا فردا فرا رسيد و من به مسجد النبى رفتم اتفاقا ديدم آقا مشرّف شدهاند و حجاج ايرانى و مردم مسلمان و علاقمند چنان دور ايشان را گرفته و اظهار ادب و احساسات ميكنند كه من هم با سوابق شب قبل و اظهار ناراحتى آقا ، تحت تأثير اين احساسات پاك مردم قرار گرفتم بطورى كه رفتم و داخل همين مردم شدم كه به دست بوسى آقا مشرف شوم .
يكى از نويسندگان محترم معاصر كه سال بعد از آن سال به حج مشرف شده در سفرنامهء خود فصلى راجع به اين موضوع دارد . ايشان در تحت عنوان : اقدام
خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: على كريمى جهرمى
ص٨٩