تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
به حال مستمدان وگرفتاران و ارباب حوائج ميشد . ايشان سائل را ردّ نميكردند و تا ممكن بود كسى را محروم نميساختند . خود حاضر بودم كه شخصى آمد و درخواست وجه و اعانه كرد ، آقا به يكى از خدمتگزاران فرمودند : وجهى به او كمك كنيد آن شخص عرض كرد : آقا تازگى وجهى را به ايشان داده‌ايم ، آقا فرمودند : باز هم بدهيد . 8 - مرجع عظيم الشأن مشوّق طلاب و مردم در مكرمتهاى اخلاقى بودند . اوائل ماه ربيع الاول سال 1408 قمرى در خدمتشان بودم طلبهء جوانى به حضورشان آمد و چون دو ماه خانواده‌اش نبودند و او شهريهء معيل را گرفته بود مقدار اضافى شهريهء معيل را آورده بود و تقديم خدمت ايشان كرد . آقا وجه را گرفته و بعد به او برگردانيدند و سپس به خادم خود امر فرمودند كه وجه ديگرى را هم به آن طلبه بدهد و جالب است كه اين وجه دو برابر و نيم وجهى بود كه آن طلبهء محترم آورده بود و به او برگردانيدند . 9 - يكى از مقلدين ايشان از اهواز به حضور آقا نامه نوشته بود و اجازه خواسته بود كه مقدارى از سهم مبارك امام عليه السلام را در اهواز به مرحوم حجة الاسلام و المسلمين آقاى شيخ ابو الحسن انصارى رضوان الله تعالى عليه كه از احفاد مرحوم شيخ مرتضى انصارى قدّس سره بود بپردازد ، آقا به اصحاب فرمودند كه بنويسيد ثلث يا نصف سهم را ( ترديد از بنده است ) به ايشان بپردازيد . اينجانب كه سابقهء آقاى انصارى را داشتم به مناسبت ، گزارش كوتاهى از فضل و كمال و تقواى ايشان را به عرض رساندم ، معظم له بلافاصله فرمودند پس بنويسيد تمام سهم امامش را به ايشان بدهد و لازم نيست كه به اينجا بفرستد . 10 - اخلاق خانودگى آن بزرگمرد بسيار عالى بود ، خيلى متحمّل و بىتوقّع و مهربان بودند و حاضر نميشدند مزاحمتى براى افراد خانواده فراهم آورند هرچند كه همه به خدمتگزارى آن بزرگوار افتخار ميكردند ولى طبع سليم و روح پاك