بر فساد نيفزايند . « 1 »
4 - يك وقتى به ايشان عرض كردند : اشخاصى مردم را از شما بر ميگردانند ايشان در جواب فرمودند : ان اللّه يدافع عن الذين آمنوا . . . و به همين جمله از آية قرآن كريم بسنده كردند يعنى خداوند از كسانى كه ايمان آوردهاند دفاع مىكند .
5 - روز بيست و دوم محرم 1410 قمرى توفيق زيارتشان دست داد در حالى كه چند روزى بود كه دچار كسالت مخصوصى شده بودند و دانههايى در دست و سينه ايشان بيرون ريخته بود كه خود مىفرمودند : به اتفاق اطباء از اشدّ دردهاست . مع ذلك اضافه ميكردند كه : اين درد و كسال هم شكر دارد زيرا يا مجازات گناهان است كه بايد شكر كرد كه به آخرت نيفتاده و يا ترفيع درجه مىباشد كه اينهم شكر دارد و در هر حال جاى شكر مىباشد .
6 - در بازگشت مرجع عظيم الشأن از سفر لندن سيّد محترمى قطعه شعرى كه در مدح ايشان سروده بود در محضرشان قرائت كرد آقا بلافاصله گفتند : اللهم اغفر لي ما لا يعلمون و لا تؤاخذنى بما يقولون يعنى خداوندا بيامرز آنچه راكه اينها از من نمىدانند و مرا به آنچه دربارهام ميگويند و ستايشهائى كه ميكنند مؤاخذه مكن . آن شخص وقتى كه اين جملات را شنيد عرضكرد : آقا ما از چهل سال قبل ، ارادتمند شما بودهايم و اخلاص به شما داشتيم . معظم له فرمودند : خوب وظيفهء شما آن ، و وظيفهء من هم اين است كه اينرا بگويم .
آرى مرجع بزرگ با الهام از خطبهء همّام در نهج البلاغه راجع به صفات متقين آنگونه مواجه شده و آن دو جمله را فرمودند .
7 - آن بزرگوار سخت اهتمام در قضاء حوائج مردم و خصوصا علما و طلاب داشتند و خدا ميداند هر شب و روزى كه ميگذشت چقدر از ناحيهء ايشان رسيدگى
هامش
( 1 ) كتاب هفت ساله . . . ، ص 49