الفطورى براى خود ايجاد ضرورت و اضطرار كند كه ناچار شود شراب بخورد .
بدر غسل آنقدر تأخير مىكند تا وجوب آن به جهت تنگى وقت مرتفع گردد .
جخود را عمدا بوسيلهيى حيض نمايد ، يا خود را از آب و خاك ( براى وضو و تيمّم ) دور سازد چنان كه هيچيك از دو طهارت ، نه طهارت با آب و نه طهارت با خاك امكان نداشته باشد ، در اين صورت بنابر برخى اقوال وجوب نماز از او ساقط مىشود .
دعمدا خود را بيمار سازد تا روزه بر او واجب نشود .
هبا اتلاف مال خود از وجوب حج يا خمس و زكات جلوگيرى است .
وبوسيلهى بيع و صلح و . . . برخى از وارثان يا همهى آنان را از ارث خويش محروم سازد .
زبا واگذارى مال خود به خويشان يا غيرخويشان ، طلبكاران از خود را از دريافت طلبشان محروم نمايد .
حبا استفاده از عقد صلح به جاى عقد بيع ، شريك خود را از حق شفعه محروم كند .
طمردى كه مىخواهد با زنى ازدواج نمايد ، بوسيلهى مقاربت پسر همان مرد با آن زن ، او را از آن ازدواج محروم نمايند .
ىزن را با رجوع پىدرپى نزديك انقضاء عدّه ، از ازدواج محروم كند .
كربا را با هبه و بيع و نظاير آن حلال نمايد .
لزن خود را در مرض موت طلاق دهد تا او را از ارث محروم نمايد .
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 69
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٦٩