داصل حيله به خودى خود حرام است ، و مىخواهد با آن از قيد واجبى رهايى يابد .
نظير بيع يا صلح و هبه يا اتلاف مورد دين ، مثل آنكه دين معجّل دارد كه واجب است بپردازد ، و به مقدار آن مال غير مستثنى از دين دارد ، ولى براى آنكه دين را نپردازد مال را تلف كند .
هاصل حيله به خودى خود مكروه است و مىخواهد با آن حرامى را از بين ببرد ؛ مثل حيلههايى كه در مورد ربا ذكر كرديم .
و اصل حيله به خودى خود مكروه است و مىخواهد با آن واجبى را از بين ببرد .
مثل آنكه مورد زكات و خمس را قبل از آنكه زكات و خمس به آن تعلّق گيرد بفروشد ، رواياتى كه در اين مورد رسيده مثل روايات در مورد ربا ، لا اقل بر كراهت اين كار دلالت مىكند ، به همين جهت حضاضت و پستى حيله در كار ربا و فرار از خمس و زكات نزد فقهاء قطعى و مسلّم است .
زاصل حيله به خودى خود واجب است و مىخواهد با آن واجبى را منتفى سازد .
مثل آنكه نذر كند هر سال در ايّام حج به زيارت عتبات برود ( بنابر اينكه چنين نذرى منعقد شود ) .
حاصل حيله به خودى خود واجب است و مىخواهد با آن حرامى را منتفى سازد .
مثل آنكه نذر مىكند گناهى را ترك كند .
طاصل حيله به خودى خود مستحب است و مىخواهد با آن حرامى را از بين ببرد .
مثل رفتن به زيارت يكى از مشاهد مشرّفه براى ترك يكى از گناهان
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 71
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٧١