ىاصل حيله به خودى خود مستحب است و مىخواهد با آن واجبى را از بين ببرد .
مثل رفتن به زيارت مشاهد مشرفه در ايام حج .
فرضهاى بسيار ديگرى نيز هست كه با آن مىشود مكروهى يا مستحبّى يا مباحى را از بين برد ، حتى فرضهايى در حيله هست كه مىشود با آن واجبى يا مستحبّى يا مباحى يا مكروهى يا حرامى را زنده ساخت مثل خرافاتى كه در ميان علوم و برخى فرقههاى صوفيّه وجود دارد كه مثلا با دروغ دين را ترويج نمايند ( و اين موضوع به فلسفهى ماكياوليسم شباهت دارد كه براى رسيدن به هدف هر وسيلهيى را جايز و مشروع مىشمارد ) و چون اين فروض چندان به بحث ما مربوط نمىشود از ذكر آن صرف نظر مىكنيم .
آنچه فعلا مورد توجه ما است :
1 - حيلههايى است كه گاهى براى از بين بردن حكمى از احكام انجام مىشود ؛ نظير مثالهايى كه ذكر شد و بعدا انشاء الله مفصّلا از آنها سخن خواهيم گفت ، و ما آن را تقلّب در قانون ناميديم ، از قبيل تدليل و تقلّب نسبت به ديگران كه به آن كلاهبردارى و فريب و اغفال هم گفته مىشود ، و در اين صورت حكم خدا ثابت است و با حيله از بين نمىرود .
ولى گاهى حيله بر فرار از يك مخمصه و مضيقه اطلاق مىشود ، و در فارسى به آن چاره و راه گريز مىگويند . آشكار است كه حيله در اين موارد نه تنها مشروع است حتّى گاهى بسيار پسنديده هم هست و به فرمودهى امام صادق عليه السلام فرار از باطل به حق و فرار از حرام به حلال است .
اينگونه حيلهها ( چارهها ) در فقه اسلام و در اخلاق اسلامى
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 72
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٧٢