تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
شما به جهت ان ربا را حلال كنيد بايد بدانيد كه ان اشكال از نظام مالى اسلام نيست بلكه بدان جهت است كه جامعه به همه‌ى قوانين اسلام عمل نمىكند و بعبارت ديگر اسلام تمام و كمال را در جامعه پياده نكرده‌ايد ، و بدلخواه خود در ميان قوانين اسلام جدائى انداخته‌ايد و برخى را رها نموده‌ايد . اگر بانكها كه بيش از بيست گونه درآمد دارند دست از رباخوارى بردارند ، باز جبر زمان افراد جامعه را به ربا دادن وا مىدارد ؟ اگر بانكها بجاى رباخوارى قانون مضاربه‌ى اسلام را پياده كنند ، و براى مضاربه پول بگيرند و براى مضاربه پول بدهند ، جبر زمان با آنها چه خواهد كرد ؟ اگر ممالك اسلامى به استقلال خود پاىبند باشند و از غربزدگى و شرقزدگى و پيروى از اربابان غارتگر شرق و غرب روى برتابند ، و به آيين مقدس اسلام روى آورند ، آيا باز جبر زمان موجب مىشود كه زير سلطه و استثمار ديگران قرار گيرند ؟ ! اگر خرجهاى اضافى و بىجهت‌برجهااز زندگى حذف شود آيا رباهاى شخصى و رباهاى شخصيتهاى حقوقى از بين نخواهد رفت ؟ ! گذشته از همه‌ى اينها ، اگر جبر زمان باشد براى ربادهنده است ، به رباگيرنده . فرضا ربادهنده گاهى به قرض ربوى مجبور مىشود و ممكن است قاعده‌ى « الضرورات تبيح المحذورات » ربا دادن را براى او تجويز كند ، ولى به مىتوانيد مدّعى شويد كه گرفتن ربا براى گيرنده هم جايز است ؟ دقت شود و امّا پاسخ راههايى كه براى حلال شمردن ربا نام مىبرند : 1 - گفتند رباى تصاعدى حرام است نه رباى كم !