آيا اقتصاد همين مسلماننماها با وجود آنكه بدرستى به اسلام عمل نمىشود ، و عاطفهى آنان ، بشردوستى و ديگردوستى آنان و . . .
بهتر از هر جاى ديگر نيست ؟ آيا پس از انقلاب اسلامى ايران با همه توطئههاى شما و همدستان غربيتان ، با نبودن امكانات كشاورزى نابودشدهى ايران ظرف يكسال و نيم احيا نشد و به مرز خودكفائى نرسيد ؟ كارى ك شما پس از شصت سال در شوروى نتوانستهايد و هر سال از امريكا و كانادا گندم وارد مىكنيد !
شما كه از پيده شدن و نشدن مكتب سخن مىگوييد بايد پاسخگوى پياده نشدن مكتبتان باشيد و گرنه ما چنين مسألهيى را نقص مكتبى نمىدانيم چرا كه همهى بشريت در تمام ادوار بطور بديهى قبول دارند كه « ستم » زشت و بد و نارواست و « عدالت » پسنديده و بايسته است در حالى كه هرگز عدالت به معناى واقعى كلمه در هيچ دورهيى پياده نشده و عملى نگشته است ، امّا به اين جهت نمىتوانيد بگوييد كه « عدالت » پسنديده نيست ، اسلام نيز چنين است و اگر تاگنون امكان نيافته كه صد در صد پياده و عملى شود ، مسئول و مقصر آنان مردم هستند و « اسلام بذات خود ندارد عيبى » . . .
اسلام همچنانكه قبلا گفتهايم و تبيين كردهايم صد در صد منطبق و مطابق با فطرت است بخلاف سوسياليسم و سرمايهدارى كه بسيارى از اصول و فروع آنها با فطرت و سرشت انسان منافات دارد ، و به همين جهت اسلام بدون ترديد قابل پياده شدن است . و اگر پياده نشده دشمنان داخلى از قبيل معاويهها و ديگر جبّاران و دشمنان خارجى نظير استثمارگران و نيز سستى خود مسلمان نمايان مانع آن بوده است و هماكنون نيز مىبينيم كه شرق و غرب و ايادى داخلى آنان و بويژه چپگرايان با تمام قوا مىكوشند كه انقلاب اسلامى به ثمر
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٣٠