ارضاء و بىخبرى از آرمانهاى ديگران ، موجب مىشود كه جوان بهر سو كه گمان كند آمال و آرزوهايش در آنجاست كشيده شود ، مثلا غريزهى علميابى و حقيقتجوئى كه به نحوى نشانهى نبوغ نيز هست در جوان سر برمىدارد ، شورونشاط جوانى نيز به آن دامن مىزند ، و جوان شتابان و مشتاق در مسير ارضاء آن حركت مىكند ، و در اين مسير اگر سرابهايى را نيز به جاى علم و حقيقت برايش جلوه دهند فريب مىخورد و مىپذيرد .
بسيارى از جوانان به دنبال سراب علم و تمدّن غرب گمراه و غربزده شدند ، آنان عاشق غرب و غربى نبودند و علاقه به علم و تمدّن آنان را به گمراهى و غربزدگى كشاند .
همينطور غريزهى حبّ ثروت و درآمد و يا غريزهى ديگر دوستى و عاطفه و رأفت نسبت به ديگران ، و بويژه اين غريزه اگر بدرست ارضاء نگردد و در جوان عقده بيافريند ، زمينهى مناسبى براى عمّال سوسياليسم بدست مىدهد تا با تبليغات فريبنده به جوان تلقين نمايند كه گمشدهى او در شوروى ، در مكتب سوسياليسم و پيش آقاى ماركس و لنين است ! و روشن است كه جوان پر تحرّك و آناگاه از دين و سرخورده از جامعه و عقدهمند از سمتها ، اختلافها و محروميتهاى اقشار مستضعف و ستمديدهى جامعه ، آمادگى لازم براى فريب خوردن و جذب به شرق و شرقزدگى را دارد ، زيرا در مكتب سوسياليسم ، مبارزه با ستم و استثمار و اختلاف طبقاتى و تأمين محرومان و اقتصاد سالم . . . و وعدههاى پرآب و رنگ ديگر را در سرلوحهى برنامهها و تبليغات خود جا زدهاند ! و اين سراب فريبنده خيلى زود مىتواند چشم و عقل جوان را بدزدد و بخويش جذب نمايد .
ايكاش ديوارهاى آهنين و سيمهاى خاردار چند صباحى
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 128
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٢٨