[ افرادى كه دخلشان كمتر از خرجشان است ] و مستمندان [ افرادى كه هيچ دخلى ندارند ] و عاملان بيت المال [ عمال دولت اسلامى ] و افرادى كه اگر به آنان كمك شود به اسلام تمايل پيدا مىكنند ، و براى آزادى بردگان و اداى قرض بدهكاران ، و در راه خدا [ جهاد براى مصالح عاليه اسلام و مصالح جامعه و رفع فقر اجتماعى ] و براى درماندگان در غربت ، فريضه و قانون لازم الاجرائى از سوى خداست و خداوند دانا و حكيم است » .
مىبينيم كه آيهى شريفه صريحا تكفّل جامعهى اسلامى و كسانىكه در پناه اسلامند و حتّى كسانىكه سر جنگ با اسلام ندارند را بر عهده حكومت اسلامى مىداند ، و اين كفالت را قانونى لازم الاجراء مىشمارد .
از آيه به خوبى استفاده مىشود كه بودجهى دولت - بيت المالبايد در برنامههاى عمومى اعم از لشكرى و كشورى ، علمى و سياسى و اجتماعى و . . . صرف شود ؛ و نيز براى بالا بردن سطح زندگى همهى مردم و رفع فقر فردى و فقر اجتماعى به كار رود تا در همهى قشرهاى جامعه تعادل و توازن بوجود آيد .
قرآن كريم صريحا مىفرمايد بر حكومت اسلامى لازم است در جامعه توازن و تعادل بوجود آورد ، به اين معنا كه همهى قشرها را كفالت كند تا توازن حفظ شود :
« كيلا يكون دولة بين الاغنياء منكم »
« 1 » ( - بيت المال براى تكفّل غير اغنياء استتا ثروت تنها در دست توانگران نباشدبلكه تعادل و توازن اقتصادى بر جامعه حكمفرما باشد - ) .
در روايات بسيارى مىيابيم كه حكومت اسلامى نه تنها بايد حوائج اولّيه و ضرورى جامعه را تأمنى نمايد ، بلكه لازم است در رفاه
هامش
( 1 ) - سورهء حشر آيهى 7